10 توصیه نسیم طالب

۱. بدگمان‌بودن پرزحمت و پرهزینه است. بهتر است در مورد موضوعاتی که پیامدهای عظیمی دارند، شکاک باشیم و در موارد کوچک و زیبایی‌شناسانه زندگی، ناقص، احمقانه و انسان بمانیم.

۲.  به مهمانی‌ بروید. حتی نمی‌توانید فکرش را بکنید که چه چیزهای خوبی ممکن است سر راه‌تان قرار بگیرد. اگر از حضور در اماکن عمومی اذیت می‌شوید، همکاران‌تان را بفرستید.

۳.  فکر خوبی نیست از کسی که لباس رسمی پوشیده پیش‌بینی بخواهید. در صورت امکان شخصی که خود و دانش خود را خیلی جدی می‌گیرد، دست بیندازید.

۴.  بهترین‌ لباس‌ها را برای مراسم اعدام خود بپوشید و با وقار و متانت بایستید. آخرین نقطه کمکی شما در برابر رویدادهای تصادفی این است که چگونه عمل می‌کنید. اگر نمی‌توانید پیامدها را کنترل کنید، دست‌کم می‌توانید شکوه و وقار رفتار خود را کنترل کنید. این شما هستید که همیشه حرف آخر را خواهید زد.

۵. سامانه‌های پیچیده‌ای که از زمان‌های دور پیرامون ما بوده‌اند را به هم‌ نزنید. ما منطق آنها را نمی‌فهمیم. سیاره زمین را آلوده نکنید. باید بدون توجه به «شواهد» علمی، آن را همان‌طور که کشف کردیم باقی بگذاریم.

۶. یاد بگیرید با غرور شکست بخورید. خیلی سریع و بی‌غل و غش این کار را بکنید. با تسلط و تبحر یافتن در اشتباهات، آزمایش و خطا را به حداکثر برسانید.

۷.  از بازندگان دوری کنید. اگر کسی مدام از واژه‌های «غیرممکن»، «هرگز» و «بسیار سخت» استفاده می‌کند، او را از شبکه اجتماعی خود بیرون بیندازید. هرگز برای پاسخ از «نه» استفاده نکنید (برعکس بیشتر کلمات «بله» و «به احتمال زیاد» را به کار ببرید).

۸. روزنامه‌ها را به خاطر اخبار نخوانید. فقط به شایعات، درددل‌های خوانندگان و البته شرح حال نویسندگان توجه کنید. بهترین فیلترکننده برای دانستن اینکه آیا خبری اهمیت دارد یا خیر، این است که آن ‌را در کافه تریا، رستوران و… یا در مهمانی بشنوید.

۹.  سخت‌کوشی در نهایت به شما کرسی استادی دانشگاه یا یک بی‌ام‌دبلیو خواهد داد. برای اینکه جایزه بوکر یا نوبل یا جت خصوصی به‌دست آورید، هم نیازمند سخت‌کوشی هستید و هم شانس.

۱۰. پاسخ ایمیل‌های افراد رده‌پایین را قبل از افراد ارشد رده‌بالا بدهید. افراد رده‌پایین فرصت و تمایل بیشتری در به یادآوردن کسانی دارند که به آنها بی‌اعتنایی کرده‌اند.

تخت پروکروستس: گزین‌گویه‌های فلسفی و عملی (۲۰۱۰)

  • آنچه احمق‌ها آن را «اتلاف وقت» می‌نامند، اغلب بهترین سرمایه‌گذاری است.
  • انسانی که تمایل به قهرمان‌شدن نداشته باشد، از ۳۰سالگی شروع به مردن می‌کند.
  • تفاوت برده‌ها در روزگار امپراتوری روم و عثمانی با کارمندان امروزی در این است که برده‌ها نیازی به تملق و چاپلوسی روسای خود نداشتند.
  • معمولا نویسندگان را با بهترین کارشان به خاطر می‌آورند؛ سیاست‌مداران را با بدترین اشتباه‌شان؛ تاجران را هم به هر حال به خاطر نخواهند آورد.
  • بی‌رحم‌ترین شکل فقر، وقتی است که بانک‌‌ها به آخرین حد فقر می‌رسند.
  • قرن بیستم، قرن شکست مدینه فاضله‌ اجتماعی بود. قرن بیست‌ویکم، قرن شکست مدینه فاضله فناورانه خواهد بود.
  • پیشرفت را با امنیت و ثبات و طول عمر نسنجید. کافی است حیوان داخل باغ‌وحش را با حیوان داخل جنگل مقایسه کنید تا بفهمید این معیارها مناسب نیستند.
  • وقتی به جای استدلال‌تان به خودتان حمله کردند، مطمئن شوید که استدلال‌تان درست بوده است.
  • اکثر کسانی که فکر می‌کنیم شنوندگان خوبی هستند، کسانی هستند که بی‌توجهی تمیز و شیک را خیلی خوب یاد گرفته‌اند.
  • هنر علوم اجتماعی، اختراع شکلی از انسان است که برای ما قابل فهم باشد.

کتاب Fooled by Randomness فریب خورده تصادفی: نقش مخفی از شانس در زندگی و در بازار

فریب خورده تصادفی، یک حس دهان به دهان نقل شده است که راه فکری شما درباره تجارت و جهان را تغییر می دهد.
نیکولاس نسیم طالب، به عنوان یک معامله گر، کارشناس مشهور ریسک، محقق ریاضی، محقق تحسین شده نیویورک تایمز نویسنده کتاب پرفروش قوی سیاه، کلاسی مدرن در مورد شانس و مهار آن را نوشته است.

این کتاب در مورد شانس یا دقیق تر، در مورد چگونگی درک و مقابله با شانس زندگی و کسب و کار است.
تنظیم در برابر فضای مهم ترین انجمن که در آن شانس برای مهارت اشتباه است. فریب خورده تصادفی بینش فریبنده را به یکی از کمترین عوامل در تمام زندگی ما می دهد. نویسنده در یک سبک روایت سرگرم کننده، مسائل عمده فکری مربوط به کم توجهی از تاثیر رویداد در زندگی ما را حل می کند.

این کتاب با مجموعه ای از کاراکترها زندگی می کند، برخی از آنها به شیوه ی خود، اهمیت شان را درک کرده اند: یوگ پرستی بیگانه یراق؛ فیلسوف دانش کارل پوپر؛ مرد عاقل جهان باستان، سولون؛ جورج سوروس، سرمایه گذار مدرن؛ و اودیسه وایایجون یونانی.

آیا ما قادر به تشخیص شارلاتان خوش شانس از روحانی واقعی هستیم؟ آیا ما همیشه سعی می کنیم پیام های موجود در رویدادهای تصادفی را کشف کنیم؟ ممکن است غیرممکن باشد که خود را در برابر جادوگران الهه فورتونا محافظت کنیم، اما پس از خواندن فریب خورده توسط تصادفی، می توانیم کمی بهتر آماده شویم.

کتاب قوی سیاه (Black Swan)

در پشت جلد کتاب قوی سیاه اینگونه نوشته:

پیش از کشف استرالیا، مردم دنیاى کهن بی چون و چرا باور داشتند هر قویى سفید است چون تجربیات ایشان پیوسته این باور را تأیید می کرد.
دیدن نخستین قوى سیاه براى چند پرنده‌ شناس باید شگفتى جالبى بوده باشد؛ اما اهمیت داستان در این نیست.
اهمیت داستان در این است که شکنندگى دانش ما را نمایان مى‌کند و نشان می‌دهد آموختن ما از تجربیات و مشاهدات با چه محدودیت ‌هاى شدیدى روبه‌ رو است.
تنها یک مشاهده کافى است تا گزارهاى کلى که دستاورد هزاران سال تماشاى میلیون‌ ها قوى سفید است بی ‌اعتبار شود، تنها با دیدن یک قوى سیاه.
کتاب قوی سیاه از معروف ترین کتاب های نسیم نیکولاس  است.

قوى سیاه ما سه ویژگى دارد:

نامنتظر است، پیامدى سنگین دارد، پس از وقوع پیش ‌بینى پذیر مى نماید ( اما پیش از وقوع پیش بینى شدنى نیست.)
کتاب قوی سیاه به بررسی اثرات شدید ناشی از برخی از رویدادهای غیرقابل ‌پیش‌ بینی و نادر و همچنین تمایل انسان به یافتن توضیحاتی ساده برای این رویدادها می ‌پردازد.
نظریه مطرح در این کتاب، بعدها به عنوان نظریه قوی سیاه معروف شد.

نظریه قوی سیاه، استعاره ‌ای از پیشامدهایی است که مشاهده آنها شگفت انگیز و بسیار نادر است و چون کسی به طور معمول انتظار وقوع آنها را ندارد، پس در زمان وقوع چنین پدیده ‌هایی، مردم گاه به استدلال غیرعقلانی و حتی خرافی روی می ‌آورند.

وجه تسمیه این پدیده ریشه در فرهنگ غرب دارد که قوی سفید را پرنده ‌ای سفید و مظهر پاکی تصور می ‌کردند و از آنجایی که بیشتر مردم قوی سیاه ندیده بودند، وجود آن را مظهر شیطان و نماد شر و جادوگری می ‌پنداشتند.

با کشف قاره استرالیا، مهاجرینی که به این سرزمین هزاران ساله پای گذاشتند در کمال شگفتی در جنوب این قاره با دسته ‌هایی بی شمار از قوی سیاه روبرو شدند که بین آنها فقط قوی سفید مایه تعجب بود.
آنها این نوع قوی سیاه را با خود به اروپا بردند و به تدریج باور قوی سیاه لااقل به عنوان مظهر شر و ناپاکی در تخیل مردم رنگ باخت.

بینش طالب

برای عدالت اجتماعی، بر تقارن و به اشتراک گذاری ریسک تمرکز کنید.
شما نمی توانید مانند بانکداران و شرکت های بزرگ درآمد کسب کنید و ریسک را به دیگران منتقل کنید. نمی توانید بدون ریسک و پرداخت هزینه های خود ثروتمند شوید. Skin in the Game این عدم تقارن را بهتر از هزاران قانون و مقرراتی اصلاح می کند.

قوانین اخلاقی جهانی نیستند. شما بخشی از یک گروه بزرگتر از خود هستید، اما هنوز خیلی کوچکتر از بشریت هستید.
اقلیت ها به جای اکثریت ها جهان را اداره می کنند. جهان از طریق رضایت و موافقت عمومی اداره نمی شود، بلکه توسط اقلیت های پر رونق که سلیقه و اخلاق آنها را بر دیگران تحمیل می کنند، اداره می شود.

شما می توانید با وجود اینکه هنوز احمق هستید، فردی خردمند باشید. «متفکران تحصیل کرده» در مورد همه چیز از انتقال Stalinism به عراق گرفته تا رژیم های غذایی فاقد کربوهیدرات، دچار اشتباه می شوند.
مراقب استفاده از راه حل های پیچیده (که کسی برای پیدا کردن آنها هزینه پرداخت کرده است) باشید. هالتر ساده عضله را بهتر از ماشین های گران قیمت می تواند شکل دهد.

مذهب درست، تعهد است، نه تنها ایمان.

عبارت “پوست در بازی” یکی از مواردی است که ما اغلب شنیده ایم، اما به ندرت به طور جدی آن را مو شکافی کرده ایم. این ستون فقرات مدیریت ریسک است، اما این امر یک دنیای شگفت آور غنی است که، همانطور که طالب در این کتاب نشان می دهد، به تمام جنبه های زندگی ما اعمال می شود.

ضد شکنندگی طرحی برای زندگی در دنیای قوی سیاه است.

پوست در بازی در عالم مالی

مدیران شرکت ‌ها در بسیاری از موارد از شرکت سهام جایزه یا حق تقدم خرید دریافت می‌ کنند.
مثلا می‌ توانند سهام ۵۰۰ تومانی را با پرداخت ۱۰۰ تومان بخرند. این صورت اگر قیمت سهم به ۲۰۰ تومان هم برسد، آن ‌ها صددرصد سود می ‌کنند.

اما مواردی وجود دارد که مدیران شرکت، مستقل از حق ‌تقدم ‌ها و جایزه ‌ها، با پول شخصی خود سهام شرکت را خریداری می‌ کنند.
در این موارد آن‌ ها پوست خود را در بازی می ‌گذارند.

از خودتان سوال کنید که چه اتفاقی در حال رخ دادن است که وقتی مدیران ارشد یک شرکت، داروندار خود را به بازار می ‌آورند و سهام شرکت خود را می ‌خرند؟ آیا آنها باور ندارند که قرار است تحولی عظیم رخ دهد و ارزش شرکت چند برابر شود؟

پوست در بازی به زبان ساده

یکی از سخت ‌ترین کارهای دنیا رژیم گرفتن و وزن کم کردن است. مردم معمولا وقتی به وزن دلخواه خود می ‌رسند،
رژیم را می ‌شکنند و فکر می ‌کنند نهایتا چند کیلوگرم وزنشان بالا می ‌رود.

در این مواقع مربی می‌ گوید پوستت را در بازی بگذار. مثلا به فرد توصیه می‌ کنند که یک کت‌ و شلوار چند میلیون تومانی با سایز جدیدش بخرد.
اگر او وزن اضافه کند، کت‌ و شلوار گران ‌قیمتش بی ‌استفاده می ‌ماند. این محرک مالی دلیلی است برای آن‌که فرد از سایز خود محافظت کند.

برخی یک مبلغ زیاد به یکی از دوستانشان می ‌دهند. به او می ‌گویند اگر وزنم کم شد، پول را به من پس بده، در غیر این صورت پول مال خودت! شرکت کردن در مسابقات زیبایی ‌اندام هم نوعی دیگر از گذاشتن پوست در بازی است.

کتاب Skin in the Game «عدم تقارن مخفی در زندگی روزانه»

این کتاب رتبه نخست پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز را از آن خود کرد. همچنین این کتاب را نیز می توان از معروف ترین کتاب های نسیم نیکولاس دانست.
طالب در این کتاب بسیاری از اعتقادات طولانی مدت خود را درباره ریسک و پاداش، سیاست و دین، مسایل مالی و مسئولیت شخصی مورد چالش قرار می دهد.

کتاب Skin in the Game، در سال ۲۰۱۸ توسط طالب نوشته شد. خواندن این کتاب برای کسانی که در پی عدالت، تجارت، مدیریت ریسک هستند و همچنین برای کسانی که باید جهان را بشناسند، ضروری است. این کتاب هم از معروف ترین کتاب های نسیم نیکولاس است.
این کتاب بخشی از مقاله فسلفی چندجلدی با عنوان Incerto است که شامل Fooled by Randomness، The Black Swan،  Bed of Procrustesو Antifragile می‌شود.

این کتاب به دو مرد شجاع اختصاص دارد، یکی Ron Paul که فردی رومی در میان یونانیان است و دیگری  Raiph Nader که یک قدیس است.
طالب با اعتقادات طولانی مدت خود، ارزش کسانی که، مداخلات نظامی را هدایت می کنند، سرمایه گذاری های مالی را انجام می دهد و مذاهب را تبلیغ می کند.

از کسی که کروات زده است، مشاوره نگیرید!

به یک فروشگاه می‌روید. دو فروشنده در مغازه هستند. یکی از آن‌ها خیلی خوش‌تیپ و خوش‌قیافه است، دیگری بدلباس و آشفته. احتمالا فروشنده بدلباس، به خاطر میزان دانش فنی‌ای که دارد استخدام شده، نه به خاطر ظاهر جذابش.

نسیم طالب از روزهایی می‌گوید که در بانک سرمایه‌گذاری کار می‌کرد. آنجا پر بود از آدم‌های کرواتی که مشاوره‌هایی بی‌معنا می‌دادند.

نکته بسیار مهم این است که مشاور، اگر اشتباه کند چه اتفاقی می‌افتد؟ نسیم طالب باور دارد که هیچ‌کس نباید هیچ توصیه‌ای بکند، مگر در ضرر و زیان توصیه‌های خود شریک باشد.

مثلا هیچ‌کس نباید دارویی را به دیگران توصیه کند، مگر در صورت توصیه اشتباه پای خودش گیر باشد.

داروخانه به شما داروی بدون نسخه نمی‌فروشد. او اصرار دارد که این دارو خطرناک است و حتما باید یک پزشک برایتان نسخه بنویسد. اما اگر همین فروشنده را در یک سوپرمارکت استخدام کنید، از فروش سیگار به شما امتناع نخواهد کرد. او نگران سلامتی شما نیست. بلکه در داروخانه، بیشتر پوست در بازی دارد.