۱. بدگمان‌بودن پرزحمت و پرهزینه است. بهتر است در مورد موضوعاتی که پیامدهای عظیمی دارند، شکاک باشیم و در موارد کوچک و زیبایی‌شناسانه زندگی، ناقص، احمقانه و انسان بمانیم.

۲.  به مهمانی‌ بروید. حتی نمی‌توانید فکرش را بکنید که چه چیزهای خوبی ممکن است سر راه‌تان قرار بگیرد. اگر از حضور در اماکن عمومی اذیت می‌شوید، همکاران‌تان را بفرستید.

۳.  فکر خوبی نیست از کسی که لباس رسمی پوشیده پیش‌بینی بخواهید. در صورت امکان شخصی که خود و دانش خود را خیلی جدی می‌گیرد، دست بیندازید.

۴.  بهترین‌ لباس‌ها را برای مراسم اعدام خود بپوشید و با وقار و متانت بایستید. آخرین نقطه کمکی شما در برابر رویدادهای تصادفی این است که چگونه عمل می‌کنید. اگر نمی‌توانید پیامدها را کنترل کنید، دست‌کم می‌توانید شکوه و وقار رفتار خود را کنترل کنید. این شما هستید که همیشه حرف آخر را خواهید زد.

۵. سامانه‌های پیچیده‌ای که از زمان‌های دور پیرامون ما بوده‌اند را به هم‌ نزنید. ما منطق آنها را نمی‌فهمیم. سیاره زمین را آلوده نکنید. باید بدون توجه به «شواهد» علمی، آن را همان‌طور که کشف کردیم باقی بگذاریم.

۶. یاد بگیرید با غرور شکست بخورید. خیلی سریع و بی‌غل و غش این کار را بکنید. با تسلط و تبحر یافتن در اشتباهات، آزمایش و خطا را به حداکثر برسانید.

۷.  از بازندگان دوری کنید. اگر کسی مدام از واژه‌های «غیرممکن»، «هرگز» و «بسیار سخت» استفاده می‌کند، او را از شبکه اجتماعی خود بیرون بیندازید. هرگز برای پاسخ از «نه» استفاده نکنید (برعکس بیشتر کلمات «بله» و «به احتمال زیاد» را به کار ببرید).

۸. روزنامه‌ها را به خاطر اخبار نخوانید. فقط به شایعات، درددل‌های خوانندگان و البته شرح حال نویسندگان توجه کنید. بهترین فیلترکننده برای دانستن اینکه آیا خبری اهمیت دارد یا خیر، این است که آن ‌را در کافه تریا، رستوران و… یا در مهمانی بشنوید.

۹.  سخت‌کوشی در نهایت به شما کرسی استادی دانشگاه یا یک بی‌ام‌دبلیو خواهد داد. برای اینکه جایزه بوکر یا نوبل یا جت خصوصی به‌دست آورید، هم نیازمند سخت‌کوشی هستید و هم شانس.

۱۰. پاسخ ایمیل‌های افراد رده‌پایین را قبل از افراد ارشد رده‌بالا بدهید. افراد رده‌پایین فرصت و تمایل بیشتری در به یادآوردن کسانی دارند که به آنها بی‌اعتنایی کرده‌اند.