داراییها وشیوه تعیین ارزش آنها- فصل 14 کتاب هندریکسون
فرایند سنجش (تعیین ارزش اقلام)
در حسابداری مقصود از فرایند سنجش یا اندازه گیری اقلام این است که برای موضوع هزینه یا رویداد متعلق به یک واحد تجاری مبلغ پولی تعیین کرد که از نظر کمی معقول باشد واین کار باید به گونه ای انجام شود که بتوان جمع اقلام (مانند کل ارزش داراییها )را تعیین کرد،وهنگام نیاز یا درصورت لزوم بتوان انها را تفکیک (مقدار یکا یک انها )را تعیین کرد .نمونه هایی از موضوع هزینه عبارتند از از مطالبات ،داراییها ی ثابت وبدهی های بلند مدت .نمونه از فعالیتها عبارتند از کالاهاوخدمات وپرداخت سود تقسیمی.
معیار سنجش اقلام ورودی:
معیار سنجش اقلام ورودی نشان دهنده مبلغ نقد یا ارزش مابه ازای دیگر است که زمان ورود دارایی یا خدمت به شرکت پرداخت میشود.ارزش یا مبلغ اقلام ورودی میتواند بر پایه مبادله های گذشته مبادله های کنونی یا مبادله های مورانتظار باشد.
بهای تمام شده تاریخی اقلام ورودی:
کل قیمتی را که شرکت باید بپردازدتا مالک داراییی شود واز آن استفاده نماید این قیمت شامل همه پرداخت های لازم برای تملک دارایی در محل میشود تا دارایی مزبور در وضعی قرارگیرد که خدمات لازم برای تولید یا عملیات دیگر را انجام دهد.
بهای تمام شده که ناشی از یک معامله مورد توافق خریدار وفروشنده در یک سیستم اقتصاد آزاد باشد نشان دهنده کمترین ارزش دارایی (برای خریدار)میباشد.
یکی از از نقاط ضعف تعین ارزش اقلام برمبنابی بهای تمام شده تاریخی این است که امکان داردبا گذشت زمان ارزش دارایی برای شرکت تغیر کند .پس از گذشت دوره زمانی بلند مدت این دارایی برای شرکت هیچ اهمیتی نداشته باشد.حتی اگر قیمتها ثابت بماند بازهم احتمال ان کم است که انتظارات مربوط به خدمات اینده ثابت بماند
سه گونه بهای تمام شده تاریخی اقلام ورودی مشاهده میشود:
هزینه واقعی
هزینه های استاندارد
هزینه های(بهای تمام شده) اولیه
علامه جعفری: خدایا تو را سوگند به عظمتت در این دار دنیا که جایگاه بده و بستان و معامله است موفق بفرما که ما مغبون نشویم آنچه که می گیریم بیارزد در مقابل آن سرمایه الهی حیات که از دست می دهیم