هزینه های واقعی (هزینه هایی را که یک مدیر اگاه به مصرف میرساند).مقصوداز هزینه واقعی هزینه هایی است که به وسیله یک مدیر آگاه ومعقول به مصرف برسدوبرای تعیین بهای تمام یک قلم دارایی یا یک فعالیت فقط باید این هزینه ها منظور کرد.

 هزینه استاندارد:

برای تعیین ارزش اقلام عبارت هزینه های استاندارد رابر اساس فرض زیر به کار میبرند :در نظر گرفتن مفرضات مشخصی درباره میزان بهره وری وسطح مطلوب تولید.تعیین ارزش اقلام بر مبنای هزینه های استاندارد یکی از دیدگاه های مربوط به تعیین ارزش اقلام ورودی است که بر پایه قیمت مناسب مبادله کالا وخدمات لازم برای محصول قرار دارد.

یکی از نقاط قوت هزینه های استاندارد این است که هزینه های عدم کارایی حذف میشوند.

استفاده کردن از هزینه استاندارد به عنوان یک معیار مناسب از ارزش مبادله اقلام وروی تاحد زیادی به نوع هزینه استاندارد منتخب وشیوه کاربرد ان بستگی دارد.

 بهای تمام شده اولیه:

بدان گونه که در مقررات شرکتهای عام المنفعه (درامریک اب وبرق) به کار برده میشود بهای تمام شده اموال یا دارا هابرای شرکتی که هدف اولیه ارائه خدمت به عموم مردم است.

 هزینه های جاری اقلام ورودی:

هزینه جاری نشان دهنده قیمت مبادله است که باید در زمان کنونی برای یک قلم از همین نوع دارایی (یا مشابه آن)پرداخت کرد.

برخی از نقاط ضعف هزینه جاری به شرح زیر میباشد:

1-در مورد کالاهایی که فصلی عرضه میشوند ونیز در مورد کالاهایی که به روش های قدیمی ومنسوخ تولید میشوند قیمت بازار یا هزینه های جاری مشخص نیست

2-همیشه تغییر در هزینه های جاری بیانگر تغییر در قیمت فروش کنونی محصول نمی باشد.الزاما به سبب تغییر در هزینه ها ارزش اقلام تغییر نمیکند.

3افزایش هزینه ها منجر به سود  غیرعملیاتی میشود که در دوره جاری ثبت میگردد اگر چه تا مرحله فروش تحقق نمییابد.

4-سود وزیان غیر عملیاتی ناشی از تغییر در قیمت اقلام ورودی را باید در محاسبه سود خالص ناشی از عملیات گنجانید ،مگر اینکه بهای تمام شده کاای فروش رفته (وموجودی پایان دوره )را برحسب هزینه های جاری ودر زمان فروش ثبت کرد.

ارزش براوردی

مقصود از ارزش براوردی ارزش براوردی هزینه های جاری یا ارزش جاری اقلامی است که از طریق روشهای منظم (سیستماتیک)انجام میشود .با توجه به هدف مورد نظر (برای ارزیابی )اقدام به براورد یا تعیین ارزش اقلام ورودی یا اقلام خروجی می نماید.

ارزش منصفانه

اصولا عبارت ارزش منصفانه در مورد شرکتهای  عام المنفعه  مورد استفاده قرار میگیرد.و بیانگر کل مبلغی است که سرمایه گذاران میتوانند بران اساس بازده منصفانه داشته باشند .

خالص ارزش قابل تحقق منهای یک درصد معمولی:

هنگامی که نتوان هزینه های جایگزینی بدست اورد باید از خالص ارزش بازیافتنی یک سود ناویژه عادی کم کرد(قیمت برآوردی فروش منهای هزینه های تفاضلی واضافی مورد انتظار).

ارزش فعلی هزینه اقلام ورودی اینده:

اگر طبق شرایط قراردادشرکت خریدارقیمت محصول را درتاریخ دیگری پرداخت کند ،بهای تمام شده دارایی برابر خواهد بود با ارزش فعلی مبلغی که طبق قرارداد در آینده پرداخت خواهد شد ولی برای دوره های زمانی کوتاه مدت .

تعیین ارزش اقلام خروجی :

هنگامی که نوعی خدمت یا یک قلم دارایی از طریق مبادله یا تبدیل از شرکت خارج میشود قیمت اقلام خروجی برابر است با وجوه نقد یا مبلغ ما به ازای دیگری را که شرکت دریافت میکند.می توان نتیجه گرفت که اگر از ارزش اقلام خروجی استفاده شود ارزش فعلی وجوه نقد دریافتی مورد انتظار از بابت داراییها بیش از بقیه اقلام مورد توجه شرکت قرار میگیرد.

خالص ارزش قابل تحقق:

قیمت کنونی اقلام خروجی منهای ارزش جاری هزینه های تفاضلی مورد انتظار وهزینه های جاری مربوط به تکمیل کردن به فروش رساندن وتحول دادن کالا (بدون منظور کردن اثرات ناشی ازمالیات ها)اگر سایر هزینه های مربوط به وصول مطالبات هم حائز اهمیت باشند باید انها از قیمت فروش کم کرد .

اجرای روش مزبور باعث میشود که هزینه های اضافی تولید یا فروش ووصول مطالبات در دوره ای که درامد گزارش میشود ثبت گردد.

یکی از مشکلات عمدهای که هنگام کاربرد خالص ارزش قابل تحقق به وجود میاید این است که معمولا نمی توان به راحتی هزینه های اضافی لازم برای تکمیل کردن به فروش رساندن وتحویل دادن محصول را براورد کرد. 

معادل نقد جاری:

مقصود از قیمت اقلام خروجی قیمتی  است که دربازار دادوستد اقلام رایج است ولی پیشنهاد شده است که قیمت را از بازار های دیگر گرفت.معادل نقد جاری نشان دهنده وضع شرکت در رابطه با رفتار انعطاف پذیر یا سازگار به محیط میباشد.از دیدگاه نویسندگان نقطه ضعف اصلی کاربرد معادل نقد جاری  برای همه داراییها این است که دراین راستا نمی توان برای نیاز های استفاده کنندگان از صورتهای مالی از نظر پیش بینی وتصمیم گیری اطلاعات مهمی ارائه کرد،اگر چه روش مبتنی برمفهوم این عبارت میتواند در وضع مالی شرکت اطلاعاتی را به سرمایه گذاران ارائه کند.

انحلال

مشابه ارزش قیمت اقلام خروجی ومعادل نقد جاری میباشد ،با این تفاوت که قیمت انحلال براساس شرایط متفاوتی از بازار تعیین میشود .هنگام تعییین قیمت کنونی اقلام خروجی اساس فرض بر این گذاشته میوشد که عملیات فروش به صوت عادی انجام میشود وسود عادی به دست میاید ودر مورد معادل نقد جاری اساس فرض براین است که فروش در بازاری انجام میشود که دست کم دارای نوعی نظم است . ولی درمورد ارزش انحلال فرض میشود که فروش الزامی است وشرکت مجبور میشود کالاها ومحصولالت خود را با کاهش دادن شدید قیمتها انها را به مشتریان معمولی یابه  به سایرشرکتها ومعامله گران بازار بفروشد ومعمولا قیمتها کمتر از بهای تمام شده اقلام است .

ارزش فعلی دریافتهای نقدی یا خدمات بالقوه آینده

اگر قرار باشد برای دریافت وجوه نقد مدتی منتظر ماند دران صورت ارزش کنونی مبالغ دریافتی از مبلغ واقعی مورد انتظار که دریافت خواهد شد کمتر است .هرچه دوره انتظار طولانی تر باشد ارزش فعلی کمتر خواهد شدا ز دیدگاه نظری  از طریق محاسبه تنزیل میتوان ارزش فعلی وجوه نقدی راکه در اینده دریافت خواهد شد تعیین کرد ولی محاسبه ارزش فعلی نه تنها مستلزم براورد هزینه فرصت از دست رفته پول میشود بلکه باید احتمال دریافت مبلغ مورد انتظار را هم تعیین نمود.

اقل بهای تمام شده یا بازار

اقل بهای تمام شده نه روش مبتنی بر تعیین ارزش اقلام خروجی ونه روش مبتنی تعیین ارزش اقلام ورودی است ،بلکه آن ترکیب یا امیزه ای از این دو روش میباشد .مقصود از بازارقیمت اقلام ورودی یا قیمت خروجی است هنگامی که  ارزش موجودی کالا را بدین گونه تعیین میکنند معمولا مقصود از واژه بازار هزینه جایگزینی است ولی تحت شرایط مطمئن مفهوم ان میتواند قیمت فروش یا خالص ارزش باز یافتنی باشد.

هدفهای تعیین ارزش داراییها:

هدفهای ساختاری

هدف تعیین کننده روشی است که شرکت برای تعیین ارزش داراییها انتخاب مینماید .

تعیین ارزش داراییها ورعایت اصل تطابق:حسابداری متعارف کماکان به روش درامد-هزینه به اجرا در میاید .در اجرای این روش هدف از تعیین ارزش دارایها این است که به مبنایی دست یافت و بدان وسیله سود ناویژه عملیاتی وسود حاصل از همه رویدادهای مالی را محاسبه کرد.سود را بدین گونه تعریف میکند :تفاوت بین کل درامدها وارز ش اقلام ورودی در اربطه با این درامدها ویا در رابطه باا ین دوره.

مشکل اصلی درمورد رعایت اصل تطابق به عنوان مبنایی برای تعیین ارزش داراییها این است که فعالیهای بسیاری ازشرکتها به گونه ای نیست که بتوان این اصل به صورتی دقیق به اجرا دراورد. 

تعیین ارزش اقلام

از دیگاه اصل مبتنی برافزایش ارزش اقلام هنگامی که هیچ نوع معامله انجام نشود افزایش ارزش داراییها باعث میشود که سود به شرکت تعلق بگیرد (سود تعلق گرفته ولی پرداخت یا ثبت نشده است ).وام با بهره یک نمونه از این مقوله است .

هدفهای تفسیری:

یکی از راههای دست یابی به هدفهای تفسیری حسابداری (هدفهای مبتنی بر مفهوم لغوی واژه )این است که به خونندگان صورت های مالی اطمینان داد که مقادیر ارائه شده یا مورد استفاده قرار گرفته در حسابداری بیانگرصداقت هستند.  

هدفهای کرداری

هدفهای کرداری (عملگرایی)درراستای تامین هدفهای کرداری بر جنبه های مفید بودن ،مهم (اثر بخش )بودن اطلاعات حسابداری تاکید میشود .در چاچوب نظری اطلاعات مهم واثر گذر بدین گونه تعریف شده است .توان اطلاعات در کمک به استفاده کنندگان از صورتهای مالی به اتخاذ تصمیمی متفاوت وپیش بینی درباره نتیجه رویدادهای گذشته ،تایید(یا تصحیح)انتظارات پیشین.