کتاب قوی سیاه (Black Swan)
در پشت جلد کتاب قوی سیاه اینگونه نوشته:
پیش از کشف استرالیا، مردم دنیاى کهن بی چون و چرا باور داشتند هر قویى سفید است چون تجربیات ایشان پیوسته این باور را تأیید می کرد.
دیدن نخستین قوى سیاه براى چند پرنده شناس باید شگفتى جالبى بوده باشد؛ اما اهمیت داستان در این نیست.
اهمیت داستان در این است که شکنندگى دانش ما را نمایان مىکند و نشان میدهد آموختن ما از تجربیات و مشاهدات با چه محدودیت هاى شدیدى روبه رو است.
تنها یک مشاهده کافى است تا گزارهاى کلى که دستاورد هزاران سال تماشاى میلیون ها قوى سفید است بی اعتبار شود، تنها با دیدن یک قوى سیاه.
کتاب قوی سیاه از معروف ترین کتاب های نسیم نیکولاس است.
قوى سیاه ما سه ویژگى دارد:
نامنتظر است، پیامدى سنگین دارد، پس از وقوع پیش بینى پذیر مى نماید ( اما پیش از وقوع پیش بینى شدنى نیست.)
کتاب قوی سیاه به بررسی اثرات شدید ناشی از برخی از رویدادهای غیرقابل پیش بینی و نادر و همچنین تمایل انسان به یافتن توضیحاتی ساده برای این رویدادها می پردازد.
نظریه مطرح در این کتاب، بعدها به عنوان نظریه قوی سیاه معروف شد.
نظریه قوی سیاه، استعاره ای از پیشامدهایی است که مشاهده آنها شگفت انگیز و بسیار نادر است و چون کسی به طور معمول انتظار وقوع آنها را ندارد، پس در زمان وقوع چنین پدیده هایی، مردم گاه به استدلال غیرعقلانی و حتی خرافی روی می آورند.
وجه تسمیه این پدیده ریشه در فرهنگ غرب دارد که قوی سفید را پرنده ای سفید و مظهر پاکی تصور می کردند و از آنجایی که بیشتر مردم قوی سیاه ندیده بودند، وجود آن را مظهر شیطان و نماد شر و جادوگری می پنداشتند.
با کشف قاره استرالیا، مهاجرینی که به این سرزمین هزاران ساله پای گذاشتند در کمال شگفتی در جنوب این قاره با دسته هایی بی شمار از قوی سیاه روبرو شدند که بین آنها فقط قوی سفید مایه تعجب بود.
آنها این نوع قوی سیاه را با خود به اروپا بردند و به تدریج باور قوی سیاه لااقل به عنوان مظهر شر و ناپاکی در تخیل مردم رنگ باخت.
علامه جعفری: خدایا تو را سوگند به عظمتت در این دار دنیا که جایگاه بده و بستان و معامله است موفق بفرما که ما مغبون نشویم آنچه که می گیریم بیارزد در مقابل آن سرمایه الهی حیات که از دست می دهیم