افسانه آمازونها
افسانه آمازونها که همواره از پذیرفتن مردان به جمع خود امتناع می ورزیدند در بین یکی از مهمترین افسانه های آناطولی قراردارد. در بسیاری از منابع از هردوت پدر تاریخ گرفته تا هومر شاعر معروف از میری که با حماسه های خود شهرت دارد قابلیت این زنان جنگجو در اسب سواری قید گردیده است. بموجب اطلاعات مربوط به آمازونها این زنان جنگجو در شمال آناطولی در حوالی رودخانه Terme در نزدیکیهای اردوی امروزی در شهری بنام Themiskyra زندگی می کردند. آمازونها که طرز زندگی آنها طی قرون متمادی با کنجکاوی دنبال گشته گروه عجیبی بودند. زنان آمازون با وقوف به فنون جنگی در میا دین نبرد دست کمی از مردان نداشته وحتی بموجب برخی افسانه ها بیش از مردان دارای مهارت جنگی بودند که این نیز مهمترین ویژه گی آنها را تشکیل می داد. این زنان دلاور علاوه بر زیبائی با رعایت به مقررات و چستی و چالاکی از دیگر قبایل دوره خود مجزا می گشتند. بویژه قابلیت آنها در اسب سواری و شهرت جنگهایی که برروی اسب درآنها به پیروزی رسیدند در مدت زمان کوتاهی در کل آناطولی و حتی کشورهای همسایه ورد زبانهاگردید . آمازونها علاوه بر خصوصیت جنگجویی که از پدر خود آرس خدای جنگ گرفتند / ونیز با شعور حراست و تامین صلح که از مادر خود هارمونیا سمبل هماهنگی و صلح به میراث برده بودند به شهرتی بحق دست یافتند. بموجب افسانه ها زنان آمازونی مردان را در بین خود جای نداده و تنها برای تداوم بخشی به نسل خود با قبایل همسایه خود در سال یکبار ملاقات نموده و پس از برقراری تماس جنسی و بارداری به سرزمین خود بازمی گشتند. این زنان دختر بچه های خود را به بهترین شکل آموزش داده و به آنان اسب سواری و پرتاب تیر و کمان می آموختند. پسربچه ها را نیز یا در نوزادی به نزد پدرانشان فرستاده و یا بعنوان برده بکار می گرفتند . آمازونها در موازات برتری در پرتاب تیر و کمان درعین حال از تبر برنده و دوطرفه موسوم به Labris بشکل ماهرانه ای استفاده می کردند. سپرهای نیم دایره که در خلال جنگها برای دفاع از خود استفاده می کردند سوژه بسیاری از مجسمه ها را تشکیل داده است.
آمازونها که سمبل افسانوی زنان دلاور و جنگجو در آناطولی هستند مضمون بسیاری از حکایات میتولوژیکی را تشکیل داده اند . زنان آمازون با جای گیری در برجسته کاریهای صحنه های جنگ بعنوان سمبل زیبایی و دینامیزم معابد و بناهای یادبود را تزئین می بخشیدند. تصاویر زنان جنگجوی آمازون که آرامگاه پادشاه Mausolos یکی از عجایب هفتگانه جهان د ر شهر ساحلی بودروم ترکیه را تزئین می دهند. قرنها پیش با ظرافت ماهرانه و شگفت آوری برروی مرمرها جان گرفتند. بموجب نتایج تحقیقات زبان شناسان درمورد واژه آمازون این گروه جنگجو که در منطقه دریای سیاه آناطولی زندگی کرده اند نام آمازون به معنی " بی سینه " را گرفته اند. بموجب افسانه ها زنان جنگجوی آمازون برای اینکه بتوانند از کمانهای خود براحتی استفاده کنند سینه راست خود را در سنین کودکی می بریدند. از آنجایی که این ویژه گی برای زنان آمازون در جنگ برتری نیرو تامین می کرد لذا آنان به آداب و سنن خود بدون هیچگونه تغییری تداوم بخشیدند. گویند آمازونها در خلال جنگ ترویا که یکی از مهمترین تهاجمات به آناطولی بود جنگیده و حتی دوش به دوش مردان از آناطولی دفاع نمودند . آمازونیها بقدری ماهرانه می جنگیدند که احدی نمی توانست تصور کند که در زیر آن زره های براق و کلاهخودها زنان جنگجو وجود دارد. Penthesileia ملکه آمازونها که در خلال جنگ ترویا به ارتش خود جسارت داده بود افسانه بسیار تراژیکی دارد. ارتش آناطولی که با آغاز حملات به ترویا جسارت آمازونها را سرمشق خود قراردادند / سرسختانه با نیروهای مهاجم به نبرد پرداخت . مابین آشیل معروفترین قهرمان طرف مقابل و Penthesileia ملکه آمازونها در میدان نبرد جنگ سختی در گرفته و ملکه با تبر برنده وآشیل نیز با نیزه بلند خود رودروی هم قرارگرفتند. حرکات ملکه بسیار فرز و سریع بود. در خلال این نبرد تن به تن سخت و طولانی آشیل حتی تصور نمی کرد که رقیب اش یک زن می باشد.
یکی از دوستان آشیل که می دانست درپی این نبرد Penthelleus پیروز خواهد شد به فکر نقشه زیرکانه ای افتاده و حواس ملکه را برهم می زند . در این اثنا نیزه آشیل به قفسه سینه ملکه اصابت کرده و ملکه بر زمین افتاد . آشیل پس از مغلوب ساختن دشمن نفس راحتی کشیده ولی بازهم نسبت به رقیب خود بعلت این نبرد ماهرانه احساس احترام نمود . به بدنی که در میان گرد و خاک بر زمین افتاده بود نزدیک شد ه و برای دیدن صورت این رقیب سرسخت سرش را برروی زانو وانش گرفت. در مقابل این بدن نحیف و لاغر کمی متعجب شده ولی پس از درآوردن کلاهخود شگفت زده شد . در مقابلش یک زن آنهم زنی بسیار زیبا وجود داشت. این زن زیبا که کمی پیش با نیزه اش او را زخمی نمود سرباز دلاوری بود که با او تا آخرین نفس جنگیده بود . آشیل بسیار شگفت زده شده و آنچنان تحت تاثیر زیبایی و جسارت این زن جنگجو و دلاور قرارگرفت که درآن لحظه عاشق و شیدای Penthesileia ملکه آمازونها گردید. ولی چه حاصل که ملکه تحت تاثیر زخم کشنده نیزه درآغوش آشیل آخرین نفس خود را کشید. این مبارزه penthilleus و آشیل در طول زمان در بین هنرمندان و شاعران آندوره بسیار مورد توجه قرارگرفته و سوژه بسیاری از آثار هنری را تشکیل داده است .
علامه جعفری: خدایا تو را سوگند به عظمتت در این دار دنیا که جایگاه بده و بستان و معامله است موفق بفرما که ما مغبون نشویم آنچه که می گیریم بیارزد در مقابل آن سرمایه الهی حیات که از دست می دهیم