تئوریهای سازمان دولتی - میراث سیاسی از ویلسون تا والدو
اگر برحسب تعريف سازمانهاي دولتي متعهد به دنبال کردن نوعي از ارزشهاي اجتماعي اند که از سوي افراد تعريف شده اند پس اعضاي چنين سازمانهائي بار ويژه اي بر دوش مي کشند. که ديگران از آن معاف هستند. لذا کارگزاران سازمانهاي دولتي همواره بايد هماهنگ وهمساز با هنجارهاي دموکراتيک باشند.
مديران دولتي بايد کمک کنند تا اين اطمينان حاصل شود که تعهدات محوري سياسي نسبت به جامعه گسترش داده مي شود.لذا مطالعه مديريت دولتي نه تنها تئوري جامعه بلکه تئوري سياسي يعني درک راههايي که از طريق آن سازمانهاي دولتي در رشد يک جامعه دموکراتيک ايفاي نقش ميکنند دربر ميگيرد.
دوايت والدو در کتاب خود به عنوان «دولت اداري » در سال 1948 پيام خود رادر خصوص سيرتکامل حوزه مديريت دولتي در قرن نوزدهم در چشم انداز سياسي و تاريخچه تحول نظريات وايده ها اينگونه مطرح مي کند.
«با نگاهي دقيق به متون مديريت دولتي از ديدگاه نظريه سياسي دريافتم که متون مذکور بطورمتناقضي دربرگيرنده مجموعه اي ازنظريات سياسي اند. متناقض از آن جهت که صاحبنظران آن متون ادعا مي کردند که آنها از توهمات روي گردانده ومسقيما" به جهان واقعيت روي آورده اند به اين واقعيت که دولت مدرن چگونه وظايف خود را انجام مي دهد وچگونه بايد انجام دهد».
آغاز تئوري مديريت دولتي
قبل از مطالعه رسمي مديريت دولتي بسياري از صاحب نظران در مورد نقش سازمانهاي اداري در رتق وفتق امور حاکميت اظهار نظر کرده بودند از جمله :
الکساندر هاميلتون Alexander Hamilton
توماس جفرسون Thomas Jefferson
هاميلتون از يک دولت قوي ملي که در آن قدرت قابل ملاحضه اي در قوه مجريه نهفته دارد صحبت ميکند.او برتري قوه مجريه را ترجيح مي داد، قوه مجريه بايد آخرين داوري باشد که تصميمات آن بوسيله ديگران پذيرفته خواهد شد، هاميلتون معتقد بود مرکز قدرت واحد به معناي مرکز مسئوليت واحد است. اين مرجعيت قوه مجريه از ديدگاه هاميلتون از تصور نمودن عدم تمرکز گرائي در سطح حکومت ودر سطح محلي جلوگيري نکرد.
در مقابل جفرسون مساله اداره امور عمومي وسازمان را مستقيما" به مساله گسترش ايده دموکراسي پيوند داد.لين تن کلدول «Lynton Caldwell» محور تئوري جفرسون را دو اصل بنيادي ذکر مي کند.
- دولت بايد تاحدي نا متمرکز باشد که هر شهروندي بتواند شخصا" در اداره امور عمومي مشارکت نمايد.
- دولت بايد در مدارس به مردم حکومت سياسي بياموزد و نوعي شهروندي خود اتکا را به آنها آموزش دهد
تفاوت نظريه هاميلتون وجفرسون :
برخلاف آزادي عمل وسيع پيشنهادي هاميلتنون ؛ جفرسون از محدوديتهاي قانوني وحقوقي شديد بر قوه مجريه سخن مي راند. ديدگاه جفرسون مهر تائيدي برنظريه فدراليسم سيستم اداري در عمل بود نه دست ردي برسينه آن.
مباني ديدگاههاي هاميلتون وجفرسون زير بناي تعارضات مهمي در تئوري امروزي مديريت دولتي شدند.
گسترش دموکراسي
در اواخر دهه 1800 اثر جامع وکاملي از مديريت دولتي مطرح نشده بود وزماني که طرح شد بطور مشخص بازتاب ويژگي خاص سيستم سياسي آن زمان بود.در اين دوره پايبندي به ديدگاه جفرسون در باب دموکراسي بسيار شديد بود پيامد اين امر نوعي ديدگاه بسيار نا متمرکز از دولت توسعه يافته بود.دولتهاي محلي شامل شهرها ، استانها ومناطق خاص در فعاليتهاي خود از استقلال عمل فوق العاده اي برخوردار بودند.
انديشمندان اوليه مديريت دولتي اصلاح طلباني بودند که براحيا نوعي احساس شايستگي نسبت به دولت تاکيد مي کردند اما در بعد وسيعتر رسالت خود را بسط دموکراسي واثبات حفظ دموکراسي تحت شرايط مدرن مي دانستند.
رويکرد شبه بازرگاني ويلسون
ودرو ويلسون Woodrow Wilson بيست وهشتمين رياست جمهوري ايالات متحده آمريکا از سال 1913 تا1921 بود مهتمرين ابتکار اوايجاد جامعه ملل پس از جنگ جهاني اول بود که بعد از جنگ جهاني دوم بر اساس آن سازمان ملل متحد تشکيل شد.
او معتقد بود انديشمندان سياسي بيشتر به مسائل در مورد قانون اساسي پرداخته اند و عمليات فعال موسسات دولتي را ناديده گرفته اند.ويلسون اشاره مي کند« اجراي قانون نسبت به تدوين آن دشوارتر است» او مطرح مي کند بايد اجازه داد اصول ثابت مديريت اداري ، اصول شبه بازرگاني راهنماي عمليات سازمانهاي دولتي باشند.حوزه اداره امور عمومي (مديريت دولتي ) حوزه اي بازرگاني است.
ويلسون از حوزه بازرگاني اين نکته را استخراج کرد. کارائي اداري و همينطور مسئوليت اداري مي تواند از طريق مراکز قدرت واحدي که بطور اساسي ساختارهاي سلسله مرتبي را کنتر ل مي کند افزايش داده از ديدگاه ويلسون قدرت دولتي مستلزم داشتن ساختاري متمرکز تر ومنسجم تراست." اگر قدرت مسئوليتي نداشته باشد، خطري بر آن مترتب نيست"
ويلسون معتقد بود : دولت بايد مدل بازرگاني را دنبال کند حتي جاهائيکه به نظر غير دموکراتيک مي آيد. بعدها والدو به تبعيت از ويلسون ويژگيهاي آن دوره را به شرح ذيل خلاصه کرد.
- وسايل ومعيارهاي کارائي براي مديريت بازرگاني ودولتي يکسان است.
- اگر دموکراسي بخواهد بقا بيابد نمي تواند تمرکز سلسله مراتب و نظم وانضباط را ناديده بگيرد
- براي اينکه سازمان اداري کارآمد باشد وبه طريق بازرگاني فعاليت نمايد ضروري است از بوالهوسيهاي فرآيند سياسي پرهيز نمايد.
اين ديدگاه مبنايي براي جدايي مشهور سياست _ اداره ويلسون بود
در اثر ويلسون دو موضوع برجسته به چشم مي خورد که مي تواند به عنوان محوري براي مطالعه مديريت دولتي در طول تاريخ اين رشته به خدمت گرفته شده است
- جدايي بين سياست واداره
- جستجو براي اصول مديريت اداري که مي توانست در نيل به کارائي سازمان ياري دهنده باشد
سياست - اداره
برسي روندهاي اوليه در مطالعه مديريت دولتي دو جريان فکري جالب وتاحدي متناقض را آشکار مي کند.مديريت دولتي از طريق روابطش نسبت به فعاليتهاي دولت مشخص و بارز مي شود اين روابط مستلزم آن است که به مسائل هنجاري نظير انصاف آزادي ومسئوليت توجه خاصي معطوف داشت
ديدگاه ديگر آنست که بعد از آنکه تصميمات به شيوه دموکراتيک اتخاذ شدند اجراي آنها متکي به همان فنون مديريتي باشد
برتري احتمالي ديدگاه دوم بوسيله جدايي اداره – سياست متجلي مي گردد.
جدايي سياست - اداره به عنوان کليد آثا نظري اوليه ابراز شده است.هووارد مک کوردي جدايي سنتي سياست اداره را به عنوان کتاب مقدس مديريت دولتي آمريکائي توصيف مي کند.
خصوصا"درسطح محلي جائي که شکل «مدير – شورا »در دولت نقش خط مشي گذاري را به شورا ونقش اداري را به مدير محول ميکرد تفاوت نسبتا" بارزي بين سياست _اداره به چشم مي خورد.
آشتي دادن تئوري و واقعيت
کتاب گودنونخستين کتاب انتقادي بر عليه ديدگاه رسمي نگر نسبت به دولت است که مدعي بود مطالعه قانون اساسي وديگر الزامات قانوني براي درک عمليات بازيگران دولت کافي است. او معتقد است در مورد تئوري رسمي جدايي قواي سه گانه از نو انديشيد به نحوي که تئوري ما با عمل سازگاري و تناسب نزديکتري داشته باشد.
نظرات گودنو در مورد رابطه بين مسئوليتهاي دولت مرکزي و محلي نيز آموزنده است: « نهاد اداري محلي ممکن است اراده حکومت را که بوسيله مجموعه حکومت به عنوان يک کل به نمايش گذاشته مي شود تغيير دهد و طوري آنرا جرح وتعديل نمايد که مطابق با نيازهاي جامعه محلي شود»
گسترش شاخه هاي دولت
دابيلو اف ويلابي معتقد بود دولت داراي سه شاخه نيست بلکه در عوض دولت داراي پنج شاحه است
1. تقنينيLegislative
2. قضايي Judicial
3. اجرايي Executive
4. انتخاباتي Electorate
5. شاخه اداري Administrative
ويلابي شاخه انتخاباتي را به دليل تغيير جهت منشاء اختيار از حاکم به مردم در يک دموکراسي ضروري مي داند
همچنين وجود شاخه اداري را به دليل تفاوت بين وظيفه بررسي نحوه اجراي قوانين و درگير شدن در اجراي قوانين را مد نظر قرار مي دهد.
«وظيفه قوه مجريه اساسا" سياسي است و وظيفه اداري به اجراي سياستهاي تعيين شده از جانب ساير مجموعه ها توجه دارد.
جدايي ناپذيري نظر فرد از عمل وي
لوتر گيوليک معتقد است هر عملي که از کارمند دولتي سر مي زند بافت يکپارچه اي از نظر وعمل را نمايش مي دهد.اگرچه ميزان صلاحديد سازمانها متغيراست ولي از بالا به پائين توسط افراد اعمال مي شود.او مدعي است دولت درآينده نقشهاي نوين مهمي خواهد پذيرفت دولت به صورت يک ابر شرکت سهامي در خواهد آمد که برنامه اصلي زندگي ملي را تدوين و اجرا مي کند.
تعامل خط مشي واداره
لئونارد وايت در تعريف خود از مديريت دولتي ضمن تاييد جدايي خاص خط مشي واداره برتعامل دو حوزه صحه مي گذارد. وي بطور خاص نوعي روند رو به افزايش به طرف ابتکارعمل اجرايي در خط مشي عمومي مي يابد.
ممکن است بهترين شاخه مجهز دولت براي اتخاذ خط مشي عمومي واقعي که آزاد از اعمال نظر يک گروه فشار خاص است ، مديريت اداري باشد.
مديران به عنوان بازيگران اصلي خط مشي
پل اچ اپل باي مدعي است مديران بازيگران اصلي خط مشي اند که فرآيند خط مشي گذاري را به چند طريق تحت تاثير قرار مي دهند بويژه در اعمال صلاحديد اداري :
مديران از طريق ارائه توصيه به قوم مقننه نيز بر خط مشي تاثير مي گذارند
اپل باي معتقد است در يک جامعه دموکراتيک با بار سياسي ، مشارکت مديران در خط مشي گذاري عمومي امري طبيعي است.
تداوم تفکر جدايي سياست – اداره
ديدگاه رسمي وقانوني که مدعي است عمليات دولت بر اساس قانون اساسي به قواي سه گانه مجريه ، مقننه وقضائيه تفکيک مي شود.
در مقابل گودنو و ويلابي اظهار مي دارند که رابطه بين وظايف دولتي نظير خط مشي گذاري واجراي خط مشي بسيار پيچيده تر از آنست که قبلا"درک مي شده در حقيقت آنها مجذوب رابطه بين سياست واداره مي شوند نه مجذوب تمايز و جدايي سياست واداره
محدود کردن حوزه
سه دليل براي تاثير گذاري متقابل سياست واداره وجود دارد
- اولين تغيير جهت اساسي و جالب در مطالعات اداري منبعث مي شود: مديريت دولتي شامل فعاليتهاي شاخه هاي اجرايي دولتهاي ملي ،ايالتي ومحلي ؛ هيئت هاو کميسيونهاي مستقل تاسيس شده بوسيله کنگره ومجالس ايالتي وديگر نهادهاي تخصصي دولتي ميشود.
- به کارگيري فنون مديريت بازرگاني :ويلابي در سال 1927 با استفاده از يک قياس بازرگاني که در آن قانونگذران به عنوان «هيئت مديره دولت» عمل مي کنند اين ديدگاه با نظر ويلسون که مدعي بود بين مديريت دولتي وخصوصي نوعي تشابه وجود دارد سازگار بود.
از استدلال فردريک اي کليولند که نهادهاي دموکراسي عملا"مانند نهادهاي بخش خصوصي عمل مي کنند يعني عملا"سازمان مشابهي دارند ودر هر دوحالت شهروندان نقش ذينفع به خود ميگيرند.مستقيما"تبعيت مي کرد
- نقش سازمانهاي دولتي در يک دموکراسي: سومين دليل اصلي تدام اهمميت نمادين سياست اداره براي مطالعه مديريت دولتي آنست که رابطه (نه تمايز)بين سياست واداره بين کارگزاران حوزه مديريت دولتي حائز اهميت است
رابطه بين سياست واداره باعث شد تا مساله نقش صحيح سازمانهاي دولتي در يک جامعه دموکراتيک را نمايان سازد
تفاوت بين يک اتوکراسي ويک دموکراسي در سازمان اداري نهفته نيست بلکه در بود يا نبود مجموعه کنترلي مدبرانه ومعرف (نماينده )است که خارج از مديريت قراردارد وقدرت تعين اداره عضويت واعمال اراده بر مديريت را داراست.
والدو ازجمله افرادي بود که اشاره مي نمود آيا دموکراسي مي تواند سازمانهاي دولتي غير دموکراتيک را حفظ کند او مي نويسئد
هم مديريت خصوصي وهم مديريت دولتي نسبت به آرمان دموکراسي در خطا بودند بدان دليل که معتقد بودند دموکراسي پديده اي مطلوب ومناسب است اما نمي تواند حول مديريت محقق شود.
رويکردهاي علمي به مديريت دولتي
اگرسياست مي توانست از اداره جدا شود منطقي بود فرض کنيم که همان دروس آموخته شده بوسيله دانشجويان مديريت در بخش خصوصي مي توانست در بخش دولتي بکار برده شود
ويلسون نوعي رويکرد عمومي به مديريت مطرح کرد که براساس آن مطالعه مديريت صرفنظر از محيط آن مي توانست يکي باشد.
اصول علمي
زير بناي اساسي ظهور مطالعه مديريت تلاش براي استنتاج اصول علمي بود که مي توانست اعمال مديران را به موازلتي که در پي طراحي يا اصلاح ساختارهاي سازماني اند راهنمايي کند تفسر خاص علم که در طول دوران مياني قرن نوزدهم برمطالعه مديريت غالب بود در زندگي سازماني دچار محدوديت شد . در هر حال توجه به توسعه علم مديريت معطوف بود اما همچنان اين توجه به عنوان مشغله ذهني محققان مديريت دولتي ادامه دارد.
«يک بهترين راه » تيلور
تيلور معتقد بود بهترن مديريت نوعي علم واقعي است.که بطور واضح متکي برقوانين ، قواعد واصول تعريف شده است.
علم تيلور هم فني (يا سازوکاري براي توليد ) وهم نوعي فلسفه زندگي اجتماعي بود
تيلور معتقد بود در سطح فني ، بهترين صنعتگران مي دانستند که وظايف چگونه مي تواند به بهترين وجه انجام شوند.حکمت که بطور وسيعي از تجربه منبعث مي شد اجازه طراحي کارامدترين فرآيندهاي کاري به آنان مي داد.
تعريف علم
تيلور تبيين زير را از کاربرد علم در مديريت علمي ارائه داد.
علم را به عنوان « دانش طبقه بندي شده يا سامان يافته از هرنوعي که باشد تعريف مي کند »و يقينا" مجموعه اي از دانش وجو د داشته اما بصورت طبقه بندي نشده در اذهان سرکارگران وجود داشت وسپس اين دانش به قوانين وقواعد و فرمول تبديل شده است.
کاربرد علم در مديريت دولتي
يکي ديگر از قلمرو يا حوزه هايي که دغدغه وتوجه به اصول علمي درآن مي رفت حوزه نوين مديريت دولتي بود چون بانيان مديريت دولتي مانند ساير دانشمندان اجتماعي به امکان تحقق مطالعه علمي مديريت دولتي اعتقاد داشتند.
در آثار اوليه در باب مديريت دولتي اصطلاح علم يا اصول که برخاسته از علم بود به روشي بسيار نامشخص وغير دقيق استفاده مي شد.
ويلابي اشاره مي کند در مديريت دولتي اصول بنيادي ويژه اي وجود دارد که مانند ساير رشته ها کاربردي عمومي دارند و اگر هدف مديريت دولتي يعني کارايي در عمليات محقق شود توسل به اين اصول اجتناب نا پذير است اين اصول بايد مشخص و معين شوند و اهميت آنها فقط از طريق کاربرد دقيق روش علمي در بررسي و تحقيق آنها شناخته شوند
در اين ديدگاه علم مي تواند اصولي براي راهنمايي عمل و کمک به مديران در بهبود کارائي سازمان تدوين نمايد
ديد گاههاي اوليه
- لئونارد وايت
عناصر محوري ديدگاه ويلابي شامل
1. شيوه علمي ميتواند در مطالعه اداره امور بکار برده شود
2. علم مي تواند منجر به تدوين راهنماي عمل شود
3. اين رهنمودها کارايي سازماني را که معيار اصلي قضاوت در مورد کار سازمانهاست بهبود خواهد داد.
لئونارد وايت در مقاله خود تحت عنوان – معناي اصول در مديريت دولتي اشاره مي کند اصطلاح اصول آنطور که در مديريت دولتي استفاده مي شود به عنان يک واژه سحر آميز که داراي قدرت جادويي است بهيچ وجه براي رويکردي نسبت به مطالعه علمي مناسب نيست.
- ادوين او .استنه
آنچه در مديريت دولتي عنوان اصول به خود گرفته بود نوعي حدس وگمان بيش نيست وبه سختي علم مديريت راشکل مي دهد
او رابطه علت ومعلولي را مبنايي براي علم مديريت پيشنهاد مي کند.
هشدار والدو
در اواخر دهه 1940 علم سياست توجه اوليه خود را از فلسفه اخلاقي واقتصادي سياسي برگرداند وبه طرف آنچه علم واقعي سياست مي توانست باشد معطوف کرد
او معتقد بود موقعي که علم جديد سياست با ايدئولوژي مترقي کارايي اداري ادغام شد،نتايج تاحدي درهم وبرهم شد.
مديريت اداري وساختار سازماني
در دهه سي مديران سابق جنرال موتورز (جيمز موني و آلن سي . ريلي )در مورد اصول تجريدي اي که سازمانها بايد بر مبناي آنها ساختار دهي شوند را در4 اصل ارائه نموند.
1. هماهنگي از طريق وحدت فرماندهي : تاکيد براهميت رهبري قوي مديران که از طريق سلسله مراتب فرمان اعمال شد
2. اصل زنجيره (سلسله مراتب ):تقسيم عمودي کار فيمابين سطوح سازماني مختلف (ژنرال و سرباز صفر )
3. اصل وظيفه اي : که بموجب آن وظايف سازمان مي توانست با عنايت به تقسم افقي کار گروه بندي شوند (تفاوت پياده نظام وتوپخانه )
4. رابطه بين صف وستاد : ادارات صفي بيانگر زنجيره مستقيم فرمان، ساختاري که اختيار درون آن جريان دارد هستند وادارات ستادي نظير پرسنلي و مالي بايد براي ارائه خدمات مشاوره اي به مديران اصلي در دسترس باشند . اما نبايد اختيار مستقيمي براي امور صفي اعمال کنند.
صف نشانه اختيار است ؛ ستاد ايده وتوصيه ارائه مي دهد
تمر کز ويکپارچي
در معني تمركز: افزايش تمرکز از دولت محلي به دولت ايالتي و ملي و افزايش قدرت اداري در يک مدير اجرايي واحد در هر سطحي تصورمي شد.
وايت برعليه افزايش تمرکز سه استدلال مطرح کرد
1. برخي مسائل وموضوعات خاص ممکن است در سطح محلي بهتر انجام شوند بايد درآن سطح باقي بماند.
2. متصديان اداري در سطح مرکز ممکن است به شيوه اي مستبدانه ومبتني برنظرات شخصي خود عمل کنند
3. تمرکز گرايي به شهروندان اجازه نخواهد داد تا تجربه پذيرش مسئوليت مدني راکسب کنند
وايت يکپارچي رابه عنوان گرايش به قراردادن تعدادي از نهادهاي دولت به درون يک واحد تحت کنترل يک مدير اجرايي توصيف مي کند اين گرايش متکي براين پيش فرض است که دولت مسئول از طريق قراردادن قدرت اجرائي در يک مدير واحد ودادن اختيار اعمال قدرت اداري به او ومسئول قراردادن وي در برابر پيامدهاي اعمال و فعاليتهايش شکل مي گيرد . با اين برنامه مسائلي نظير افزايش خدمات موازي ، استقلال و عدم هماهنگي بين نهادها واعمال محدوديت ها حل مي شود.
به طرف کارائي بيشتر:
- دابليو .اف . ويلابي
ويلابي اثر خود را با تصويري از قوه مقننه به عنوان جهت دهنده ، ناظر وکنترل کننده فعاليتهاي شاخه اداري دولت آغاز مي کند. قوه مقننه به عنوان هيئت مديره اي تصور مي شود که عمليات مديريت دولتي را نظارت مي کند.
محتواي اثر ويلوفباي تبعيت از اصول علمي مديريت اداري ، شاخه اداري مي تواند کارامد تر عمل کند. واصولي که بايد دنبال شود اصولي اند که در سازمان بازرگاني يا خصوصي کاربرد دارند ( وحدت فرماندهي ، اختيار سلسله مرتبي و تقسيم کار)
- لوتوگيوليک
گيوليک مشکل سازمان دولتي را مانند مشکل سازمانهاي خصوصي مي ديد.
گيوليک در توصيف ايجاد نهادهاي جديد 4 مرحله پيشنهاد مي کند.
1. تعريف فعاليت يا کاري که بايد انجام شود
2. انتخاب يک رئيس
3. تعيين ماهيت وتعداد واحدهاي مورد نياز
4. ايجاد ساختار اختيارکه رئيس از طريق آن مي تواند فعاليتهاي واحدها راکنترل و هماهنگ نمايد.
« تقسيم کار وسازمان محملي هستندکه بوسيله آنها انسان در فرآيند انسان سازي پيش مي رود».
گيوليک مباني و اساس کار را به شرح ذيل تقسيم مي کند
1. هدف : ممکن است سازماني برمبناي هدف عمده اي که در پي تحقق آنست سازماندهي شود مثل ارائه آموزش يا کنترل جرم
2. فرآيند : ممکن است سازماندهي برمبناي فرآيند عمده هر واحد ، نظير مهندسي ، حقوقي ،پزشکي صورت گيرد
3. اشخاص يا محصولات : ممکن است سازماندهي برپايه اشخاص يا آنچه که واحد سازمان به آنها مي پردازد صورت گيرد.مثل خدمات پزشکي يا حقوقي
4. مکان : سازماندهي ممکن است برمبناي مکان جغرافيايي عرضه خدمات سازمان صورت پذيرد مزيتهاي اين رويکرد :آسودگي در هماهنگ کردن خدمات درون يک ناحيه مشخص وانعطاف پذيري آن در تدوين قوانين کلي براي شرايط محلي مي باشد.
هماهنگي تقسيم کار
هر مبنايي که براي تقسيم کار انتخاب شود، واحدهاي مختلف تقسيم شده بايد هماهنگ باشند
اصل وحدت فرماندهي : هيچ زير دستي نبايد از بيش از يک نفر دستور بگيرد
در دوران تغيير، دولت بايد موسساتي را تقويت کند که بايد با مديريت اداري يعني با هماهنگي ، برنامه ريزي ،پرسنل ،کنترل مالي وتحقيق سر وکار دارند.
گيوليک در بحثي از مقاله خود کار مدير اجرايي اصلي را درقالب واژه اختصاري POSDCORB مشخص مي کند
- Planning برنامه ريزي
- Organization سازماندهي
- staffing کارگزيني (کارگماري )
- Directing هدايت
- concerting هماهنگي
- Reporting گزارش دهي
- Budgeting بودجه ريزي
اتوکراسي - بهاي دموکراسي
در آثار ويلابي و گيوليک (نسبت به وايت ) بيشتر شاهد ظهور ديدگاه مديريت اداري در تئوري مديريت دولتي هستيم.تئوري به مجموعه رهنمودهاي کلي براي طراحي ساختارهاي اداري اشاره دارد
ايجاد ساختارهاي سلسله مراتبي اختيار با تکيه برتقسيم کاردقيق و هماهنگي از طريق يک مدير واحد. بايد اصول مديريت اداري برنهادها حاکم شوند اصولي به مراتب متفاوت تراز اصول حاکم بر دولت دموکراتيک.
بعهدها والدواضهار داشت «اتوکراسي در کار بهاي اجتناب ناپذيردموکراسي است »
کارايي : معيار کليدي موفقيت
کارايي نه تنهابوسيله پيوندش با ديدگاه عمومي تکنولوژي ماشيني ؛ بلکه بوسيله پيوند روشنش با ارزشهاي بازرگاني در جامعه سرمايه داري نيروي محرکه اي محسوب مي شد.
کارايي چيزي بيش از نوعي ارزش فرهنگي بود که منبعث از علم وتکنولوژي است
پذيرش اوليه
صاحبنظران اوليه مديريت دولتي معيار کارايي را به عنوان معيار ارزيابي کار سازمانهاي دولتي پذيرفتند.
وايت اشاره مي نمايد: هدف مديريت دولتي بهره برداري کارآمد تر از منابع در اختيارروسا وکارکنان است.
گيوليک معتقداست:در علم اداره ، خواه دولتي وخواه خصوصي معيار اساسي خوب بودن کارايي است
در نتيجه کارايي بطور روشن هدف ومعيار مديريت دولتي بود
کارايي به عنوان ارزش
گيوليک ؛ کارايي رابه عنوان مفهومي خنثي ومعياري بيطرف وعيني عملکرد جامعه مي بيند و تائيد مي کند کارايي يک ارزش است . ارزشي که ممکن است با ساير ارزشها در تعارض باشد و درچنين مواردي بايستي نسبت به ساير ارزشها مقدم باشد.
در مقابل دوايت والدو ادعا مي کند که کارايي في النفسه نمي تواند يک ارزش باشد بلکه هميشه بايد درقالب هدفي که مد نظر است تعريف شود
آنچه براي يک هدف کار آمد است ممکن است براي ساير اهداف ناکارآمد باشد.
ازنخستين مقاله ودرو ويلسون دو موضوع مهم در مطالعه مديريت دولتي ظهور يافت
تنش بين سياست واداره و جستجو براي اصول علمي مديريت اداري که مي تواند کارايي سازماهاي دولتي را افزايش دهد . همانطور که قبلا"اشاره شد دوگانگي سياسيت اداره ازجانب دانشمندان وکارگزاران مورد نقد واقع شد. همچنين چستجو براي اصول مديريت اداري نيز مورد انتقاد قرارگرفت و آنرا نامعقول وغير علمي قلمداد کردند.
مديريت دموکراتيک
دو نکته در اين قسمت بايد مورد بررسي قرارگيرد
-
ديدگاهي که بوسيله صاحبنظران اوليه بيان گرديد تا حدي نوعي فلسفه سياسي بهتري نسبت به آنچه معمولا" درک مي شود شکل مي دهد فلسفه هاي که براساس آن حکومت اداري بر شهروندان اعمال محدوديت مي کند
-
اگرچه رويکرد مديريت اداري درنوشته هاي اوليه درباب مديريت دولتي غالب بود ولي ساير ديدگاه ها يعني عقايد اقليت نيز ابراز مي شد
اين ديدگاهها در کتاب حکومت اداري درسال 1948 توسط والدو و مقاله بعدي او تحت عنوان توسعه تئوري مديريت دموکراتيک درسال 1952تشريح گردد.
تئوري اداري وحاکميت دموکراتيک:
- ديدگاه واقعي مديريت دولتي که ما توصيف کرده ايم يعني اينکه ( مديريت از فرآيند سياسي جدا مي شود وبراساس اصول علمي مديريت اداري متکي است ) دقيقا" نوعي تئوري سياسي است .
درحقيقت والدو نوعي تفسير از آن تئوري در حکومت اداري مطرح مي کند، اين کتاب حاوي پيام مهمي است وآن اينکه پذيرش غير منتقدانه چشم انداز اداري مبين ترد تئوري دموکراتيک است واين امر يک مشکل اجتماعي – ملي است نه صرفا يک مشل مديريت اداري .
بدين طيق ديدگاه واقعي مديريت دولتي نوعي تئوري اجتماعي سياسي بهمراه دارد اما نوع منفي آن يعني يک تئوري ضد سياسي تلاش براي برگرداندن مشکلات سياست درون مشکلات اداري است .
به طرف مديريت دموکراتيک
ديويد. ام . لويتان چنين استدلال مي نمايد: يک حکومت دموکراتيک نه تنها بايد براصول دموکراتيک استوار باشد بلکه بصورت دموکراتيک نيز اداره شود زيرا فلسفه دموکراتيک خود بخود به دستگاه اداري سرايت مي کند.
برخي ديگر ازنظر ماري پارکر فالت ( متکالف واوريک) تبعيت کردند ، کسي که معتقد بود مديريت دموکراتيک بايد بر«شناخت تمايلات انگيزشي فرد وگروه استوارباشد»
فالت که نقطه نظر مخالف تيلوريسم را ارائه کرد مدعي بود که تغييرات وپويايي گروهي کليد درک زندگي سازماني وزندگي سياسي است ودر هر دو قلمرو مشکل اصلي هماهنگي است؛ هماهنگي به عنوان نيروي پيش برنده نسبت به اختيار ياکنترل مهم تر است
عليرغم موانعي که والدو معتقد بود که توسعه مديريت دموکراتيک را محدود مي کنند (خصوصا" تعصب آمرانه تفکر سازماني ، با تاکيد برسلسله مراتب، کنترل وانضباط) ولي به يک راه کار دموکراتيک جايگزين تاحدي اميد داشت راه کار بديلي که مي توانست شامل (رهايي اساسي از الگوهاي تفکر اقتدار تسليم،فراد وفرودست شود که تمايل دارند بر تئوري اداري غالب باشند.»
والدو روياي جامعه اي را در سر مي پرراند که درآن همه افراد هم به عنوان رهبر و به عنوان پيرو مطابق با (قواعد بازي ) عمل مي کنند وهمگان از آموزش بهره مندند.چنين جامعه اي مي تواند فرا بوروکراتيک باشد.
پايان
علامه جعفری: خدایا تو را سوگند به عظمتت در این دار دنیا که جایگاه بده و بستان و معامله است موفق بفرما که ما مغبون نشویم آنچه که می گیریم بیارزد در مقابل آن سرمایه الهی حیات که از دست می دهیم