انواع لیزینگ از دید حسابداری
ازنقطه نظر حسابداری دو نوع لیزینگ وجود دارد: مالی، عملیاتی. در واقع معیارهای حسابداری برای تعیین مالی یا عملیاتی بودن معامله لیزینگ، اساساً با معیارهای بازار متفاوت هستند. توجه داشته باشیم كه از نظر حسابداری، لیزینگ مالی بازار همواره لیزینگ مالی به حساب میآید؛ اما لیزینگ عملیاتی بازار، یا لیزینگ مالی و یا لیزینگ عملیاتی محسوب میشود. نمودار زیر این ارتباطها را بیان میكند.
ارتباط بازار و حسابداری
|
طرف معامله |
بازار |
حسابداری |
|
موجر |
لیزینگ مالی |
لیزینگ مالی |
|
لیزینگ عملیاتی |
لیزینگ عملیاتی | |
|
مستاجر |
لیزینگ مالی |
لیزینگ مالی |
|
لیزینگ عملیاتی |
لیزینگ عملیاتی |
تشخیص لیزینگ مالی و عملیاتی از نظر حسابداری
طبق استانداردهای بینالمللی حسابداری نظیر استاندارد شماره (13) تدوین شده از جانب شورای استانداردهای حسابداری مالی (FASB) و استاندارد شماره (17) مطروحه استانداردهای بینالمللی حسابداری كه به (IAS) مشهور است، هرگونه عملیات لیزینگ به غیر از لیزینگ مالی یا سرمایهای، لیزینگ عملیاتی خوانده میشود.
استاندارد IAS با پنج رهنمود (معیار) و استاندارد FASB با چهار رهنمود (معیار) برای شناسائی مشخصات یك لیزینگ مالی ارائه كرده است. ولی در آنها برای لیزینگ عملیاتی تعریفی نشده است؛ بنابراین لیزینگ عملیاتی، لیزینگی خواهد بود كه مالی نباشد.
لیزینگ مالی، نوعی اجاره است كه بخش عمده ریسكها و مزایای مربوط به مالكیت دارائی را انتقال میدهد. این مفهوم به ارجح بودن ماهیت معامله بر فرم یعنی شكل ظاهری آن دلالت دارد. بنا به این مفهوم، عنوان یك معامله اهمیت چندانی ندارد؛ این اهمیت (نیت طرفین) معامله است كه دارای اهمیت است. در واقع در حسابداری، برای تشخیص اینكه یك معامله اجاره هست یا نیست، از مفهوم ارجح بودن محتوای معامله بر فرم استفاده میشود. به عبارت دیگر از نظر حسابداری ساختار معامله مهم است نه عنوان آن.
محتوای ارجح بودن محتوا بر فرم، از جنبههای اقتصادی مالكیت پیروی میكند. بنا به این مفهوم، چنانچه ساختار معامله، بر مالكیت یا نیت مالكیت دلالت داشته باشد، اجاره (البته توجه به این نكته ضروری است كه منظور از ‹اجاره› در واقع كرایه است)، در واقع نه یك اجاره، بلكه یك معامله تامین مالی شبیه به یك وام است. بنابراین زمانی كه موجر بخش عمده ریسكها و مزایای مالكیت را اننتقال میدهد. اجاره ماهیتاً وام محسوب میشود.
IAS، 5 نمونه یا رهنمود ارائه داده است. FASB، نیز 4 مورد اول این 5 رهنمود را ارائه داده است. رهنمودها، مثالهای واقعی از حالتهائی هستند كه به طور معمول منجر به طبقهبندی لیزینگ به عنوان لیزینگ مالی میشوند.
- رهنمود اول- اجاره، مالیكت دارائی را در پایان دوره به مستاجر منتقل میكند- این معیار در هر دو بیانیه مطرح شده است.
چنانچه قرارداد اجاره دارای شرطی باشد كه از موجر بخواهد تا مالكیت دارائی مورد اجاره را در خلال یا پایان مدت اجاره به مستاجر انتقال دهد، روشن است كه دو طرف قصد انجام معامله خرید را دارند كه شكل اجاره به خود گرفته است. مالكیت، مضمون اصلی قرارداد اجاره است و گویی كه اجاره، در واقع یك معامله برای تامین منابع مالی آن است؛ بنابراین معامله یك لیزینگ مالی به حساب خواهد آمد.
- رهنمود دوم- مستاجر اختیار داشته باشد كه دارائی را به قیمتی كمتر از قیمت منصفانه، در زمان اعمال اختیار خرید، خریداری نماید، به نحوی كه در شروع قرارداد اجاره، به حد كافی مطمئن باشد كه در انتهای قرارداد از این اختیار استفاده خواهد كرد. (در IAS بیان شده است). اجاره شامل اختیار خرید با تخفیف باشد. (در FASB بیان شده است)
چنانچه قراردادی دارای اختیار خرید با تخفیف، به فرض یك دلار باشد، روشن است كه قصد دو طرف در شروع قرارداد استفاده حتمی مستاجر از اختیار خرید در پایان دوره قرارداد است و موضوع مالكیت، به طور ضمنی در ساختار قرارداد اجاره گنجانده شده است.
اختیار خرید با تخفیف همچنین بیانگر آن است كه اجاره از نوع اجاره با پرداخت كامل و ذاتاً یك اجاره مالی است. اگر موجر نخواهد كه كل سرمایهگذاری خود را از طریق اجاره بها بازیافت كند، چرا باید به مستاجر پیشنهاد تخفیف بدهد؟ یا از دید مستاجر، چرا مستاجر پس از پرداخت كامل به موجر نباید از تخفیف استفاده كند؟
بنابراین، وجود اختیار خرید با تخفیف گویای این است كه دو طرف قـرارداد وارد معاملهای شدهاند كه در واقع خریدی است كه شكل اجاره به خود گرفته است. منظور اصلی از انجام این اجــــاره، یك معامله تامین مالی است؛ و بنابراین معامله به عنوان لیزینگ مالی شناخته میشود.
درخصوص تشخیص اختیار خرید با تخفیف، بیانیه IAS بیان كرده است كه ارزش اختیار باید به اندازه كافی پائینتر از قیمت منصفانه بازار دارائی مورد اجاره در زمان اعمال اختیار باشد. ارزش اختیار خرید، در آغاز اجاره باید به اندازهای باشد كه منطقاً این اطمینان را ایجاد كند كه مستاجر در پایان دوره قرارداد حتماً آنرا انجام خواهد داد. بنابراین ‹تخفیف› محسوب میشود.
- رهنمود سوم- مدت اجاره، قسمت عمده عمر اقتصادی دارائی را دربرگرفته باشد. حتی اگر مالكیت انتقال داده نشود. (در IAS بیان شده است) مدت اجاره برابر یا بیشتر از 75 درصد عمر اقتصادی تخمینی دارائی مورد اجاره باشد. (در FASB بیان شده است)
عمر اقتصادی مدت زمانی است كه طی آن، یك دارائی میتواند از نظر اقتصادی برای یك یا چند كاربر، قابلیت استفاده داشته باشد. (عبارت كلیدی در اینجا ‹یك یا چند كاربر› است)
- رهنمود چهارم- در شروع اجاره، ارزش فعلی حداقل اجاره بهاء، لااقل باید معادل بخش عمدهای از كل ارزش فعلی دارائی مورد اجاره باشد. (در IAS بیان شده است) ارزش فعلی حداقل اجاره بها، در شروع دوره اجاره، باید مساوی یا بیشتر از 90 درصد ارزش منصفانه بازار دارائی مورد اجاره باشد. (در FASB بیان شده است)
در اینجا مفهوم این است كه چنانچه مستاجر مبلغی را (از دیدگاه ارزش فعلی) پرداخت كند كه تقریباً برابر ارزش تجهیزات باشد، معامله، به منظور تامین مالی صورت گرفته و بنابراین لیزینگ مالی محسوب خواهد شد. مالكیت به طور ضمنی در ساختار قرارداد گنجانده شده است.
‹حداقل اجاره› نیز در IAS و FASBاینگونه تعریف شده است، ‹پرداختهائی كه مستاجر در طول مدت اجاره ملزم به انجام آن است یا میتواند ملزم به انجام آن باشد›. این پرداختها، اجاره اتفاقی، هزینههای خدمات و مالیاتهای پرداختی قابل استرداد موجر و همچنین مبالغی كه مستاجر یا اشخاص وابسته به او تضمین كرده باشند، را دربرنمیگیرد›.
- رهنمود پنجم- دارائی مورد اجاره، ماهیت تخصـصی دارد، به گونهای كه فقط مستاجر میتواند، بدون انجام تغییرات اساسی، آن را مورد استفاده قرار دهد. (فقط در IAS بیان شده است)
این رهنمود حاكی است كه احتمال استفاده از قرارداد لیزینگ عملیاتی برای داراییهای تخصصی اندك است، چرا كه موجران از در نظر گرفتن ارزش باقیمانده برای این دارائیها بسیار اِبا دارند و از اینرو این قراردادها از نوع لیزینگ با پرداخت كامل؛ و یا به عبارت دیگر لیزینگ مالی، محسوب میشوند.
لیزینگ عملیاتی در صورتهای مالی مستاجر
از نظر حسابداری، چنانچه معامله لیزینگ، عملیاتی تلقی شود، به عنوان كرایه در نظر گرفته میشود. به طوریكه در ستونهای دارایی و تعهدات ترازنامه مستاجر، چیزی منعكس نمیشود. در صورت سود و زیان، هزینه اجاره میآید. این نوع معامله ‹تامین مالی خارج از ترازنامه› شناخته می شود. نمودار زیر خلاصه موضوع را نشان میدهد:
تاثیر لیزینگ عملیاتی بر مستاجر
|
ترازنامه |
||
|
دارائی -.- |
تعهدات -.- | |
|
صورت سود و زیان |
||
|
هزینه اجاره (كرایه) |
اگرچه لیزینگ عملیاتی در ترازنامه مستاجر منعكس نمیشود، اما در واقع در یادداشتهای آن نشان داده میشود. به خاطر داشته باشیم كه این تنها تفاوتی است كه از نظر حسابداری بین لیزینگ عملیاتی و كرایه وجود دارد. كرایهها، تامین مالی خارج از ترازنامهاند، و در یادداشتها نشان داده نمیشوند.
یادداشتها، جمع حداقل اجاره بهای آتی معاملات مربوط به قراردادهای غیرقابل فسخ لیزینگ عملیاتی برای هر یك از دورههای زیر را نشان میهند:
الف) كمتر از یك سال
ب) بیش از یك سال و كمتر از پنج سال
ج) بیش از پنج سال
در واقع مستاجرین از تامین مالی خارج از ترازنامه برای بهتر نشان دادن صورتهای مالی خود استفاده میكنند. منظور از بهتر نشان دادن این است كه صورتهای مالی، از آنچه كه واقعاً هستند، قویتر به نظر برسند.
زمانیكه مستاجر دارای یك اجاره عملیاتی واجد شرایط تامین مالی خارج از ترازنامه باشد، تاثیر آن به گونهای است كه نه دارایی و نه بدهی مربوط به آن در ترازنامه نشان داده نمیشوند؛ هزینه اجاره هم در صورت سود و زیان ثبت میشود. به عبارت دیگر، با اجاره به عنوان كرایه برخورد میشود.
این كار، به بهبود نسبتها منجر میشود. به عنوان مثال در نسبت جاری كه از تقــسیم داراییهای جاری به بدهیهای جاری به دست میآید، تامین مالی خارج از ترازنامه، باعث حذف بدهی از ترازنامه میشود؛ بنابراین بدهیهای جاری (بخشی از بدهی كه جاری فرض میشود) كمتر خواهد بود. این موضوع، مخرج كسر نسبت جاری را كم كرده و باعث بزرگتر شدن این نسبت میشود. شركتها تقریباً همواره نسبت جاری بیشتر را ترجیح میدهند.
همچنین در فرمول ROA كه از تقسیم درآمد (سود) خالص بر كل داراییها حاصل میشود، در تامین مالی خارج از ترازنامه، دارایی مورد اجاره ثبت نمیشود، بنابراین كل داراییها، یعنی مخرج كسر كوچكتر و در نتیجه ROA بزرگتر خواهد بود. شركتها در همه جای دنیا ROA بیشتر را ترجیح میدهند.
نسبت بدهی به آورده شركاء، كه به اهرم مالی یا دنده كاری نیز موسوم است، نسبت كل بدهی شركت به آورده سهامداران است. تامین مالی خارج از ترازنامه، بدهی و در نتیجه نسبت بدهی به آورده شركاء را كاهش میدهد. موسسات معمولاً ترجیح میدهند كه این نسبت پایینتر باشد. چون باعث تقویت ساختار سرمایه آنها میشود.
بنابراین سه نسبت كلیدی، نسبت جاری (معیاری از نقدینگی)، ROA یا بازده دارایی (معیاری از سودآوری) و نسبت بدهی به آورده شركاء (معیاری از ساختار سرمایه)، از طـریق اجارههای عملیاتی، كه واجد شرایط تامین مالی خارج از ترازنامه باشند، بهبود مییابند.
|
هزینه اجاره |
تامین مالی خارج از ترازنامه نه تنها ترازنامه را تقویت میكند؛ بلكـه درآمد را نیز بـــهبود میبخشد. وقتی مستاجر اجاره عملیاتی داشته باشد، هزینه اجاره معمولاً به طور خطی و به شكل زیر در صورت سود و زیان منعكس میشود:
اما زمانی كه مستاجر اجاره مالی (یا وام) در اختیار داشته باشد، در صورت سود و زیان، استهلاك و هزینه بهره را نشان خواهد داد. استهلاك از دید حسابداری (در مقایسه با دید مالیاتی)، معمولاً خطی است؛ در حالی كه بهره همیشه خطی با شیب نزولی است، چرا كه در دورههای اولیه، بهره بیشتری نسبت به دورههای پایانی پرداخت میشود.
بنابراین وقتی كه یك خط مستقیم (هزینه اجاره) با مجموع یك خط مستقیم و یك خط شیبدار نزولی (استهلاك به علاوه هزینه بهره) مقایسه شود، در دورههای اولیه اجاره، اغلب احتمال دارد هزینه اجاره كمتر از مجموع استهلاك و هزینه بهره باشد. این باعث میشود كه درآمد (و به تبع آن درآمد هر سهم (EPS ) بالاتر باشد.
تامین مالی خارج از ترازنامه اغلب میتواند مانع از شمول شروط مالی محدودكننده مورد نظر وامدهندگان شود. همانطور كه پیشتر شرح داده شد، لیزینگ عملیاتی میتواند اهرم مالی یا نسبت دنده كاری را كاهش دهد. بنابراین چنانچه وامدهنده، سقفی برای نسبت بدهی به آورده شركاء درنظر گرفته باشد، اجاره عملیاتی میتواند نجاتبخش باشد.
اجارههای عملیاتی میتوانند جلو زیانهای دفتری بالقوه را بگیرند. به عنوان مثال فرض كنید موسسهای، دارایی (مثلاً یك رایانه) را چند سال پیش به قیمت 100 دلار خریداری كرده باشد (اجاره نكرده باشد) كه استهلاك انباشته آن 60 دلار یا به عبارتی ارزش دفتری آن 40 دلار باشد. حال فرض كنید كه دارایی به دلایل مربوط به فناوری، برای موسسه غیرقابل استفاده شده و ارزش صفر پیدا كرده باشد. اگر این معامله، معامله عمدهای باشد، حسابرسان حذف دارایی از صورتهای مالی را الزامی خواهند دانست. چنین حذفهای پیشبینی نشدهای میتوانند به درآمد شركت لطمه بزرگی وارد كنند.
لیزینگ عملیاتی در صورتهای مالی موجر
لیزینگ عملیاتی از دید موجر نیز به مثابه كرایه تلقی میشود. به طوریكه تجهیزات در قسمت دارائی ترازنامه موجر ثبت میشوند. لازم به ذكر است كه تعهدات در معاملات لیزینگ به مالی یا عملیاتی بودن آن ربطی ندارد. هر گونه بدهی بابت تامین مالی هر دو نوع لیزینگ، در قسمت تعهدات ثبت میشود.
تجهیزات (در قسمت دارائیها)، مستهلك میشوند و هزینه استهلاك را افزایش میدهند؛ همچنین اجاره به عنوان درآمد نشان داده میشود. استهلاك دارائیهای مورد اجاره باید به روشی منطبق با روش معمول استهلاك موجر برای دارائیهای مشابه وی انجام گیرد. درآمد اجاره نیز به روش خط مستقیم در طول مدت اجاره شناسائی شود مگر آنكه روش منظم دیگری متداول باشد. نمودار ذیل موارد بالا را به طور خلاصه نشان میدهد.
تاثیر لیزینگ عملیاتی بر حسابهای موجر
|
ترازنامه |
||
|
دارائی تجهیزات |
تعهدات مورد ندارد | |
|
صورت سود و زیان |
||
|
درآمد اجاره - هزینه استهلاك |
علامه جعفری: خدایا تو را سوگند به عظمتت در این دار دنیا که جایگاه بده و بستان و معامله است موفق بفرما که ما مغبون نشویم آنچه که می گیریم بیارزد در مقابل آن سرمایه الهی حیات که از دست می دهیم