زمانی استاد باستانی پاریزی چنین فرموده بودند: کتبی من از شفاهی من بهتر است!

گاهی وقت ها به این فکر می کنم که اگر ما هم، بیشترمان، همانند استاد بودیم و کتبی بهتر از شفاهی داشتیم اوضاع و احوال به مراتب بهتری را برای وطن عزیزمان تهیه و تدارک می دیدیم!

شفاهی بودن ما، قبل از هر چیز، از خانواده نشات می گیرد!

البته شاید این امر تا حدودی اجتناب ناپذیر باشد؛ زیرا انسان قبل از آنکه خواندن و نوشتن بیاموزد، شنیدن و گفتن یاد می گیرد و مجبور است تا مدتی تمامی، یا بیشتر، کارهای غیر غریزی را بر این اساس جلو ببرد!

متاسفانه؛ در مدرسه معلم بر آنچه از بابا و مامان یاد گرفته بودیم مهر تایید زد و با وجودی که چیزهایی را پای تخته نوشت و خواندن مطالبی را از روی کتاب بهمان توصیه کرد، فراموش نکرد که "چیزی که از دهان من بیرون می آید از همه این ها مهم تر است" را در مغز سر و روح و روانمان جا بیندازد!

اینطور شد که وقتی در مقوله ازدواج شیرین، یا شیرین ازدواج، پای سفره عقد نشستیم شرایط ضمن عقد را، به دلیل اینکه نوشته شده بودند و باید زحمت مطالعه آن ها را می کشیدیم، پاک از یاد بردیم و با دل سپردن به "مهریه رو کی داده و کی گرفته" برای سال های طولانی پشت میله های زندان جا خوش کردیم!

سر کار هم اوضاع بهتر نبود و علیرغم اینکه قرارداد کاری نوشتیم و مشخص کردیم چقدر پول بابت کدامین شرح خدمات قرار است بگیریم دانستیم که وفق قانون نانوشته، بعضی وقت ها راننده شرکت یا محل کار می شویم، گاهی اوقات مسئول پذیرایی از میهمانان و گاه انجام وظایفی که نه درسش را خوانده ایم و نه بصورت موروثی در وجودمان وجود دارد
بهمان محول می گردد!

وقتی فرامین بیشتر از دستورالعمل های کتبی کارها را جلو برد و گند خیلی چیزها در آمد و با بحران های اب و خاک و خوراک و هوا روبرو شدیم تازه یادمان آمد که کتبی مهمتر از شفافی هست و کارزارهایی کتبی برای محاکمه، نه پیشگیری، مسببین آلودگی هوا و بحران آب راه انداختیم!

ما واقعا غافل بودیم؛ غافل از اینکه بحران سازها خوب می دانند نباید اثری از خود بر جای بگذارند و بلدند به موقع در بازی "کی بود کی بود من نبودم" شرکت کنند!

می خواهیم مسببین آلودگی هوا و بحران اب را بشناسیم!؟

دل خجسته ای داریم!

وقتی هنوز معلوم نیست چه کسی جلو ورود خانم ها به استادیوم های فوتبال را گرفت معلوم می شود که عوامل بحران اب و آلودگی ها چه کسانی هستند؟

می خواهید کارزار راه بیندازید؟

کارزار راه بیندازید که هیچ فعالیت مهمی نباید وفق دستور شفاهی صورت گیرد و رابطه کاری هر رییس و مرئوسی باید تنها وفق قرارداد دو طرفه، که به امضای هر دو طرف رسیده و هر نسخه نزد یکی از طرفین به سر می برد، پیش رود و تمامی موارد خارج از قرارداد باید با موافقت و تراضی دو طرف باشد!

ببینید اوضاع به مراتب بهتر نخواهد شد؟