تاریخچه ارامنه
مسیحیان بر آنند که عیسی مسیح، حواریون خود را تشویق کرد تا پیام او را به ملتهای گوناگون انتقال دهند. حواریون مسیح، پس از وی، در کشورهای متفاوت پراکنده شدند؛ به تبلیغ مسیحیت پرداختند و کلیساهایی را بنا کردند.
در این میان دو نفر از حواریون، یعنی «تادئوس قدیس» و «بارتلمیوس قدیس» به جانب شرق شتافتند و در منطقهای که امروزه با نام ارمنستان شناخته میشود، به تبلیغ مشغول شدند. هر دو حواری بین سالهای ۵۰ تا ۶۸ میلادی کشته شدند ولی میراث آنها باعث رشد مسیحیت در ارمنستان، ایران و ترکیه شد. سرانجام در سال ۳۰۱ میلادی، حاکم ارمنستان، تیرداد سوم، به عنوان نخستین امپراتوری در عالم، دوازده سال قبل از امپراتور روم، دین رسمی کشور خود را مسیحیت اعلام کرد.
با توجه به قدمت و اصالت کلیسای ارمنی، به مرور زمان، و به دلیل اختلافات الهیاتی، کلیسای ارمنی در قرن پنجم میلادی از کلیسای کاتولیک رم جدا شد. مسیحیان ارمنی همچون دیگر مسیحیان، کتاب مقدس را که شامل عهد قدیم و جدید است، به عنوان کتاب آسمانی خود میشناسند.
ارامنه ایران را باید به عنوان پیروان شاخهای از مسیحیت در نظر گرفت که علاوه بر اشتراک در برخی از باورهای دینی با دیگر مسیحیان و ظهورات یک جامعهی دینی، همچون یک قوم عملکرد داشتهاند که از دیرباز در ایران زیستهاند. از این رو دارای زبان خاص خود، یعنی زبان ارمنی، هستند و مراسم و مراودات درون دینی خود را با این زبان انجام میدهند. به مرور زمان، تعداد اندکی از ارامنه، آئین خود را به مسیحیت کاتولیک یا پروتستان تغییر دادند.
ارمنیان پیش از حضور گسترده در ایران، در واقعه ای که با نام «مهاجرت گسترده ارمنیان» معروف است، در دوران صفوی و توسط شاه عباس به ایران کوچانده شده بودند. همین امر سبب ظهور جامعه ارمنی در ایران و پراکندگی جمعیت ارامنه در شهرهای مختلف ایران شد. البته ارامنه، به صورت محدود در برخی از شهرهای ایران نظیر شیراز، قبل از مهاجرت مذکور نیز حضور داشتهاند. این مهاجرت گسترده طی کشمکشهایی ایجاد شد که با پادشاه عثمانی بر سر بخشهایی از ایران پیش آمده بود. شاه عباس، برای حفظ جامعه ارمنی در برابر سپاهیان عثمانی، در سال ۹۸۳ شمسی از ایشان خواسته بود که از مرزهای شمال غربی ایران به مناطق داخلی ایران مهاجرت کنند. این مهاجرت برای اولین بار سبب تجمع ارامنه در جلفای اصفهان شد.
ارامنه در ایران در طی دورههای سیاسی مختلف، در شهرهای مختلف ایران ساکن شده بودند و همچون دیگر مردمان ایران به شغل و حرفههای مختلف روی آورده بودند. زیست ارامنه در شهرهای مختلف با سادگی همراه نبود؛ بلکه در دورههای زمانی مختلف با چالشهای متفاوتی مواجه شده است. در سال ۱۱۲۹ شمسی ارامنه بسیار زیادی از جلفای اصفهان به تهران مهاجرت کرده بودند. علت اصلی این مهاجرت آزار و اذیت ارامنه توسط نادرشاه افشار بیان شده است. البته مهاجرت ارامنه به تهران در زمان کریم خان زند نیز ادامه یافت. در زمان کریم خان زند ۱۰ خانواده ارمنی از جلفای اصفهان به تهران منتقل و در حومه محله «دولاب» ساکن شدند. در سال ۱۱۴۷ شمسی، و در دوران کریم خانزند اولین کلیسای تهران با نام «کلیسای تادئوس و بارتوقیمئوس مقدس» ساخته شد. این کلیسا همچنان پابرجاست و نقشی کانونی را در حیات جامعه ارمنی ایفا میکند.
در گذر زمان و در سلسله قاجاریه، به خصوص در زمان آغامحمدخان قاجار و در جریان لشکرکشیهایش به قفقاز، عده قابل توجهی از ارامنه دستگیر و به تهران منتقل شدند. خانوادههای ارمنی اسیر شده و منتقل شده به تهران در سال ۱۱۷۴ نمازخانه «گئورگ مقدس» را ساختند که نزدیک به یک قرن بعد تبدیل به «کلیسای گئورگ مقدس» شد. این کلیسا نیز همچنان در تهران پابرجاست و از نقاط مهم تاریخی ارامنه محسوب می شود. روند انتقال ارامنه به تهران در طول دوران قاجاریه تشدید شد و خانوادههای ارمنی زیادی به تهران منتقل شدند.
وضعیت جامعه ارمنی، علی رغم انتقالهایی که در دوران قاجاریه تجربه کردند، در مجموع رو به بهبودی نهاد و در سالهای ۱۲۱۲ به بعد اولین مدارس ارامنه در محله جلفای اصفهان ساخته شدند. روند بهبود برای زیست ارمنیان در ایران طی سالهای بعد نیز ادامه داشت به صورتیکه در نواقعه تهجیر از سوی سلطان عبدالحمید در عثمانی، در دهه ۱۲۷۰ شمسی، تعداد زیادی از ارامنه به سلماس و ارومیه و دیگر شهرهای آذربایجان غربی مهاجرت کردند.
از سال ۱۳۰۰ شمسی به تدریج مهاجرت ارامنه از شهرستانهای ایران به تهران افزایش یافت. این فرایند همزمان با وقوع جنگ در کشور روسیه، ورود مهاجرین ارمنی را به ایران تسریع کرد. به تدریج با مهاجرت ارامنه از شهرهایی همچون تبریز و سلماس، و همچنین عده ای از ارامنه ترکیه بر تعداد خانوادههای ارمنی ساکن تهران افزوده شد.
همین امر سبب شد که جمعیت ارامنه ایران به تدریج در قرن جدید شمسی در ایران افزایش یابد. افزایش جمعیت ارامنه ایران به معنای نیاز روزافزون ایشان به برگزاری مراسم فرهنگی، داشتن نشریه و روزنامه، افزایش مدارس و… بود.
ارامنه ایران، از طریق «شورای خلیفهگری» در زمان جنگ بین ایران و عراق، به جبهه جنگ برای حضور در خط مقدم و یا انجام سایر اقدامات حمایتی، اعزام می شدند. حاصل شرکت ارامنه در دوران جنگ ایران و عراق، ۹۸ کشته، ۵۶ جانباز و ۳۵ آزاده و ۱۵ مفقودالاثر بوده است.
علامه جعفری: خدایا تو را سوگند به عظمتت در این دار دنیا که جایگاه بده و بستان و معامله است موفق بفرما که ما مغبون نشویم آنچه که می گیریم بیارزد در مقابل آن سرمایه الهی حیات که از دست می دهیم