مشكلات خط فارسي حل شدني است؟
وقتي ما زبان پيوندي فارسي را با زبان صرفي عربي مي نويسيم، هميشه با استثناها مواجه هستيم. اما فرهنگستان بايد با ايجاد قوانين براي آراستگي خط فارسي تلاش کند.
همان طور که مي دانيم خط ما خط عربي است و اين خط براي زبان هاي صرفي به درد مي خورد. در زباني چون عربي از «ع» و «ل» و «م» مي توان واژه هايي چون معلم، تعليم، علم ، علامه ، عليم و عالم را ساخت، يعني ريشه با چيزهاي ديگر ساخته مي شود. در حالي که فارسي زباني پيوندي است و در اين زبان به اول و آخر واژه چيزي اضافه مي شود و معنا را تغيير مي دهد. براي نمونه به «دانش» چيزهايي اضافه مي شود و واژه هايي چون دانشمند ، دانش دوست، دانش پرور و از اين دست ساخته مي شود. يعني کلمه دانش تغيير نمي کند و فقط به اول و آخرش چيزي اضافه مي شود. انگليسي هم اين گونه است.
زبان پيوندي نمي تواند با رسم الخط عربي سراسر قانونمند شود و هميشه استثناهايي باقي مي ماند. براي نمونه اين معلوم نيست که چرا دانش پژوه را جدا و دانشمند را سر هم مي نويسيم؛ بنابراين با اين زبان نمي توانيم کاملاً قانون بگذاريم.
نخستين بار در زمان وزارت فرهنگ دکتر خانلري، گروهي زبان شناس دور هم جمع شدند و قانوني گذاشتند که تا سال ها کتاب هاي درسي ما بر اساس آن تنظيم مي شد. اين قانون ها شامل چيزهاي ساده بود. براي نمونه به ما مي گفت «مي» اول فعل را بايد جدا نوشت. «به» مفعول ساز را جدا مي نويسيم. «ب» تاکيد در «برو» و «ب» تزيين را سر هم مي نويسيم. يا اين که واژه هايي چون دانشسرا و دانشکده سر هم نوشته مي شود. اين دستور کم و بيش جواب مي داد. اما وقتي کامپيوتر آمد و مجبور شديم واژه ها را سرچ کنيم، اين جواب نمي داد و بايد واژه ها را بيشتر جدا مي نوشتيم.
پس فرهنگستان زبان و ادب فارسي دستور رسم الخط فارسي را منتشر کرد و برخي گونه هاي نگارش را مشخص کرد. اما در اين کتاب شيوه نگارش برخي واژه ها برعهده خود نويسنده گذاشته شده است؛ مانند واژه «پست خانه» و «پستخانه» که به هر دو شکل مي تواند نوشته شود. يا «بي نوايي» و «بي نوائي»، «زاييدن» و «زائيدن»، «رگبرگ» و «رگ برگ» که نگارش شان به هر دو صورت درست است. اين ها نمونه هايي است که در کتاب آمده و اين کار را براي خواننده دشوار مي کند. اما حقيقت اين است که بيش تر از اين هم نمي توان زبان فارسي را قانونمند کرد.
اما عده اي که جدانويسي را درست متوجه نشده اند، حتي شناسه ها را جدا مي کنند. فعل شادي اين گونه است. اين که شادم، شادي، شادند، اما برخي مي نويسند، «شاداند» و اين غلط است. چون اين کار را سخت مي کند. چون همه مردم ايران که فارس نيستند و اين آموزش زبان را براي قوميت ها دشوار مي کند و به زبان آسيب مي رساند.
البته فرهنگستان نبايد به اين قوانين بسنده کند و بايد آن ها را به روز کند. براي نمونه ما براي نوشتن اسم هاي فرنگي مشکلات زيادي داريم. گاه «تورنتو» و گاه «ترنتو» نوشته مي شود. اين دوگانگي براي فهرست نويسي مشکل ايجاد مي کند. همچنين گاه «اتريش « با «ط» و گاه با «ت» نوشته مي شود. اين ها دردسرساز هستند و در اين ميان فرهنگستان وظيفه دارد که تکليف را مشخص کند تا نوشتار ما قانونمند شود.
اين قانونمندي ها بايد با کمک آموزش و پرورش از کتاب هاي درسي شروع شود تا بچه ها و معلم ها دچار سرگرداني نشوند. از مدرسه مي توان اين فرهنگ سازي را آغاز کرد. مانند «مي» و «را» که ديگر جدا نوشته مي شوند و مشکل آن ها حل شده است. بنابراين اين تلاش ها بايد از مدرسه شروع شود و به ساير بخش ها گسترش پيدا کند. اما اگر اين شلختگي ها کم شود و فرهنگستان هم بهتر و با سرعت بيش تري کار کند، مي توان آراستگي را در زبان فارسي شاهد بود.
منبع: سايت شوراي گسترش زبان و ادب فارسي
علامه جعفری: خدایا تو را سوگند به عظمتت در این دار دنیا که جایگاه بده و بستان و معامله است موفق بفرما که ما مغبون نشویم آنچه که می گیریم بیارزد در مقابل آن سرمایه الهی حیات که از دست می دهیم