ارابه توسعه
توسعه و مدرنیزه کردن دولت در ایران از اواسط قرن 19 میلادی آغاز شد. در این مقطع وقتی دولتمردان، روشنفکران و تجار ایرانی با تمدن غربی آشنا شدند، عقبماندگی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را احساس کردند و در این راستا، هر کسی به نوبه خود تلاش کرد تا در این مسیر گامی بردارد. پراکندگی و سازماندهی نشدن اقدامات برای رسیدن به اصلاحات و توسعه در ایران تا پیش از مشروطه کوتاهمدت و ناموفق بود تا زمانی که رضاخان به قدرت رسید. امروز اما نکتهای که هضم آن برای برخیها دشوار بوده، سرلوحه قرار گرفتن مدرنیزاسیون و پیشرفت ایران در دوره رضاخان پهلوی است. در پاسخ به این افراد هم میتوان گفت توسعه ایران مدیون رضا خان است و نباید پیشرفت و توسعه در زمان رضا خان میرپنج را غیرقابل هضم و تعجبآور دانست؛ چراکه نوسازی آلمان در دوره بیسمارک و صنعتی شدن روسیه و کرهجنوبی به ترتیب در دوره استالین و دیکتاتوری ژنرالها انجام شد. رضا شاه هر چند فرد مستبدی بود و بعدها به آدم فاسدی از نظر مالی تبدیل شد، اما با دیدن اصلاحات جهانی و کشورهای همسایه، از جمله ترکیه، جرقه
خارج کردن کشور از هرج و مرج در ذهن او زده شد. برقراری نظم و امنیت در سراسر کشور و مبارزه با اشرار و جنبشهای مردمی در اقصا نقاط کشور موجب رونق تجارت شد. اصلاحات انجام شده در مالیه عمومی، بودجهریزی و نظام مالیاتی راه را برای انجام وظایف حداقلی دولت و نیز انباشت سرمایه در بخش عمومی فراهم کرد، دولت در جهت عمران شهرها و شهرسازی نوین گام برداشت. احداث راه شوسه و راهآهن، زمان و هزینه حملونقل را به شدت کاهش داد و به شکلگیری بازار ملی و از میان بردن قحطی در کشور کمک کرد. ایجاد بانک ملی و دیگر بانکها مبادلات اقتصادی و تامین مالی را سامان بخشید. حمایت از صنایع داخلی موجب شکلگیری صنایع ماشینی در کشور شد. با گسترش آموزش عمومی و ایجاد دانشگاه تهران و تاسیس چندین موسسه آموزش عالی در کشور، در جهت تقویت سرمایه انسانی کشور، تلاش موثری به عمل آمد؛ بنابراین مشاهده میکنید که فکر توسعه از اواسط قرن 19 میلادی شکل گرفت و در اواخر دوره شدیدتر شد و در نهایت از قوه به فعل درآمدن توسعه به دست حکومت مستبد رضاخان پهلوی انجام شد؛ بنابراین دوره پهلوی اول را میتوانیم نقطه عطف توسعه در ایران بدانیم که البته نباید از کاستیها و فساد این رژیم نیز غافل شویم. ایران در این دوره دستاوردهای بسیاری داشته و توسعه در این عصر، دوران جدیدی را به خود میبیند. فکر توسعه و ترقی زمانی به فعل درمیآید که دولت مدرن تاسیس شده باشد و این دولت به کمک قوه قهریه و دادگاهها، در سطح ملی اعمال قانون و از حقوق مالکیت خصوصی حمایت کند؛ بنابراین اساس دولت مدرن از سال 1305 شکل گرفت و به خواسته مردم برای اصلاحات و پیشرفت، جامه عمل پوشانده شد. در اواخر دوره حکومت رضاخان و از سال 1318 تهیه نقشه اقتصادی مطرح شد و پایههای شورای اقتصاد شکل گرفت؛ فکری که اجرای آن بعد از جنگ جهانی دوم با تدوین نخستین برنامه توسعه محقق شد. در دوره جنگ جهانی دوم، متفقین ایران را اشغال کردند. آنها برای تامین مخارج ریالی خود، ایران را به چاپ اسکناس وادار کردند و در عوض وعده دادند که بعد از جنگ به ایران ارز رایج بینالمللی خواهند داد. انتشار پول در دورهای که تولیدات داخلی رو به کاهش بود و امکان واردات از خارج نیز
به شدت محدود شده بود، موجب افزایش نرخ تورم در کشور شد. اختلال در انباشت سرمایه و رکود تورمی بر فقر و محرومیت مردم میافزود و موجبات نارضایتی آنان را فراهم میکرد. دولت در واکنش به نیازهای مردم فقیر، بیکار و صاحبان کسب وکار به این فکر افتاد که با استفاده از ذخایر طلای خود در روسیه، مطالبات خود از کشورهای غربی و درآمدهای نفتی، برنامهریزی اقتصادی را در دستور کار خود قرار دهد. دولت ایران تصور میکرد با اخذ وام از بانک جهانی میتواند کسریهای مالی برنامه توسعه خود را پوشش دهد. بالاخره در سال 1327 سازمان برنامه شکل گرفت و نخستین برنامه اقتصادی و توسعهای کشور با همکاری مشاوران آمریکایی تدوین شد. این برنامه به دلیل بیثباتی سیاسی در کشور، تنش در مناسبات بینالمللی به واسطه ملی شدن نفت ایران، عدم اعطای وام از سوی بانک جهانی و نبود منابع مالی، ظرفیت سازمانی و نیروی انسانی در وزارتخانهها شکست خورد. پس از برنامه اول در حکومت پهلوی چهار برنامه دیگر تدوین و به اجرا گذاشته شد. برنامه اول و دوم بر پروژه محوری استوار و فاقد اهداف کلان توسعهای بودند. در برنامه دوم، پروژههای بسیاری با موفقیت به اجرا گذاشته شد. با تقویت سازمان برنامه و ابتکار مدیران وقت، برنامه سوم به صورت جامع تدوین شد. این روند در برنامههای چهارم هم دنبال شد که با در نظر گرفتن امکانات و میزان تحقق اهداف ترسیمشده در این برنامهها میتوان گفت این برنامهها موفقیتآمیز بودند و با حصول به رشد اقتصادی بالا، نرخ تورم پایین، افزایش درآمد سرانه، بهبود خدمات شهری و بهبود امور زندگی مردم، این برنامهها به پایان رسید، اما برنامه پنجم مقارن شد با بالارفتن قیمت نفت خام در بازار جهانی. شاه به گمان خود فرصت یافته بود اهداف جاهطلبانه خود را با اتکای به این درآمدهای بادآورده تحقق بخشد، اما تزریق بیمحابای پول نفت به اقتصاد ایران تبعات وخیمی دربرداشت و برنامه پنجم تجدیدنظرشده در رسیدن به اهداف خود ناکام ماند. اجرای سلیقهای برنامههای توسعهای و برنامههای پیشبینینشده در مقطعی به اقتصاد کشور تحمیل و اصلاحات ارضی به اجرا گذاشته شد. اصلاحات ارضی در برنامههای توسعهای ایران پیشبینی نشده بود اما شاه به واسطه فشار بسیاری که دولت کندی برای انجام این کار به ایران میآورد، بزرگترین رفرم تاریخ ایران را به اجرا گذاشت. در این زمینه نیز اغلب روشنفکران، اصلاحات ارضی را به زیان مردم اعلام میکردند؛ چراکه از دیدگاه آنان طرحی که از سوی دولت آمریکا مطرح و توسط شاه اجرا میشد، نمیتوانست منافع مردم را تامین کند. اما برخلاف نظر آنها این رفرم بیش از 50درصد مردم ایران را که در قید و بند مناسبات قرون وسطایی بودند، نجات داد و با رسوخ دولت به روستاها و توسعه مناسبات دادوستد کالایی در اقتصاد روستایی، بازار کار ملی و یکپارچهای در کشور ایجاد شد. به موازات این اصلاحات در حوزه اقتصاد، دولت شاه به سمت دیکتاتوری بیشتر حرکت کرد و برخلاف انتظار، توسعه سیاسی انجام نشد. شاه برخلاف توصیههای کندی و جانسون برای تمرکز و توجه به توسعه اقتصادی، سیاسی، نظامیگری را پیشه کرد و در مقابل خواستههای طبقه متوسط نوظهور جامعه ایستادکه به واسطه افزایش نرخ سواد و گسترش شهرنشینی شکل گرفته بود. از طرفی دولت نوینی که به وی به ارث رسیده بود، در حال تکامل بود و خود شاه طرفدار مدرنیزاسیون و
صنعتی شدن بود اما در این دوره به اتکای درآمد نفتی یک دولت رانتیر بر اقتصاد کشور حاکم شد. در این دوره الگوی جایگزینی واردات برای توسعه اتخاذ شد که مبتنی بر حمایت بیدریغ از تمامی فعالیتهای اقتصادی بود که صنعت نامیده میشد. به واسطه این الگو صنایعی همچون ماشینسازی، آلومینیومسازی، ذوب فولاد و پتروشیمی ایجاد شد. این الگو به دلیل وابستگی به درآمد نفتی تاثیرپذیری بسیاری از نوسانات جهانی قیمت نفت داشت. این نوع صنعتی شدن پیامد دیگری از جمله بروز رخوت تکنولوژیکی را به دنبال داشت؛ پیامدی که موجب شد بهبود کیفیت و کاهش قیمت مغفول بماند.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت 10:34 توسط اکبر زواری رضائی
|
علامه جعفری: خدایا تو را سوگند به عظمتت در این دار دنیا که جایگاه بده و بستان و معامله است موفق بفرما که ما مغبون نشویم آنچه که می گیریم بیارزد در مقابل آن سرمایه الهی حیات که از دست می دهیم