نويسنده: حسن حيدري


رفتار كنوني در فضاي اقتصاد ايران تابعي است از انگيزه هاي جريان هاي مختلف اقتصادي در جامعه، بنابراين يك جريان اقتصادي يا يك سرمايه گذار اصلابرايش مهم نيست كه در فضاي جامعه چه اتفاقي مي افتد. او فقط به سود فكر مي كند.
براي او مهم نيست كه اينجا بازار ارز است، بازار مسكن است، بازار سرمايه است يا بازار طلا. براي يك سرمايه گذار، امنيت سرمايه گذاري مهم است و منتظر است تا ببيند كجا بيشتر امنيت دارد تا به آنجا برود.
كسي كه در حال حاضر مقداري نقدينگي در دست دارد، فقط به پول و سودش فكر مي كند و بس! اما اگر بخواهيم به واقعيت ماجرا نگاه كنيم، نرخ هاي بازدهي تابعي است از سياست هايي كه در سطح كلان اتخاذمي شود.
بنده فكر مي كنم نابساماني هاي اخيري كه هم اكنون در اقتصاد ايران به صورت زنجيره يي دنبال مي شود، ناشي از اتفاقات و عملكردي است كه از سال هاي گذشته اقتصاد ما دچار آن بوده و هست.
طبيعي هم هست تمام اين رفتارها اكنون جمع شده و اينك به صورت يك بحران درآمده است: به گونه يي كه در حال حاضر ما آن را در فضاي اقتصادي جامعه مشاهده مي كنيم.
در اين ميان، مساله تحريم ها مطرح است. ما بايد به جاي تحريم فروش نفت و قطع صادرات و عمل متقابل، وضعيت آينده را پيش بيني كنيم. حتما بايد يك آينده نگري از وضعيت پيش رو ارائه كنيم و در اين باره لازم است با ارائه يك آينده پژوهشي مستدل بگوييم مثلاظرف 5 سال آينده شرايط چگونه خواهد بود؟!
لازم است اگر مي خواهيم در مقطعي براي نشان دادن قدرت نفتي جمهوري اسلامي به جهان عرض اندام كنيم، با يك برنامه ريزي 5 ساله آرام آرام و به تدريج سهم نفت را از بودجه عمومي كاهش دهيم.
همانطور كه گفتم، بايد براساس مطالعاتي كه انجام مي دهيم، يك آينده پژوهشي انجام دهيم كه در 5 سال آينده اگر نفت را به طور كامل از بودجه عمومي كشور حذف كنيم، چه اتفاقي مي افتد؟ بنابراين تحليل بنده اين است ما بايد از كم كردن سهم نفت از بودجه عمومي استقبال كنيم.
بهترين كار اين است كه انگيزه فعالان اقتصادي را بر سرمايه گذاري در توليد افزايش دهيم تا بتوانيم حداقل در يك برنامه ميان مدت سهم نفت را از بودجه به شدت كم كنيم.