اقتصاد«صادرات محور » يا «نفت محور»

مسعود دانشمند*

وقتي قرار باشد صادرات از مازاد توليد كالاها در كشور صورت گيرد نتيجه همين‌ است كه با بروز هر بحران در تامين كالاهاي اساسي ، به جاي آنكه ريشه مشكل حل شود، جلوي صادرات آن كالاها گرفته مي شود.اين اتفاق نه تنها به كاهش يا منطقي شدن قيمت كالاها در بازار كمك نمي‌كند بلكه ضربه مهلكي به حوزه صادراتي كشورخواهد زد. متاسفانه اشتباهات درحوزه تجارت بدون درس گرفتن از آن‌ها و كسب تجربه ، در حال تكرار است. حدود 8 سال پيش نيز به بهانه اولويت قرار دادن تامين نياز در داخل كشور ، رقم صادرات فرش از يك ميليارد و 200 ميليون دلار به 300 ميليون دلار كاهش يافت و كمر صادرات فرش چنان زير اين سياست ناپخته خم شد كه تا كنون نيز نتوانسته قد راست كند؛ به طوري‌كه هم اكنون و با توجه به اينكه دنيا فرش ايراني را نفيس‌ترين فرش مي‌داند اما بازارهاي صادراتي آن دست رقبا افتاده است. حال اين اتفاق براي پسته ، مرغ ، تخم مرغ و ... رخ داده و خواهد داد. سوالي در اين باره مطرح است؛ قرار است اقتصاد ايران صادرات محور باشد يا نفت محور؟ آنچه از گفته‌هاي مسئولان درك مي‌شود آن است كه در دولت‌ها عزم كاهش وابستگي به اقتصاد ايران به درآمدهاي نفتي وجود دارد ، اما آنچه در عمل مشاهده مي شود آن است كه دولت، مادامي كه پول نفت را دارد صادرات را فراموش مي كند و هرگاه در آمدهاي نفتي با كاستي مواجه مي شود به صادرات توجه مي‌كند. دولت با سياست‌هايش حوزه صادرات در كشور را به ورطه نابودي كشانده و موجب شده تا مشتريان، اعتماد خود را به تاجران ايراني از دست بدهند. تنها راه اصلاح اين مشكلات آن است كه‌سياست‌گذاران در ك اين مسئله را داشته باشند كه اگر كمبود كالايي در كشور به وجود آمده جلوي صادرات را نگيرند. اگر توان توليد ندارند بلافاصله كمبود را از طريق واردات تامين كنند. اين به معناي واردات بي رويه نيست و تنها براي حل بحران است كه نه انفجار قيمت ها را در خصوص كالاهاي اساسي شاهد باشيم ونه اينكه با تصميمي شتاب زده صادرات را نابود كنيم.