استاد شهریار
گر ز هجر تو کمر راست کنم بار دگر
غیر بار غم عشقت نکشم بار دگر
پیرو قافله ی عشقم و در جذبه ی شوق
نیست این قافله را قافله سالار دگر
غیر بار غم عشقت نکشم بار دگر
پیرو قافله ی عشقم و در جذبه ی شوق
نیست این قافله را قافله سالار دگر
دل دیوانه کشد در غمت ای سلسله مو
هر زمانم به سر کوچه و بازار دگر
یوسف دل به کلافی نخرد زال فلک
می برم یوسف خود را به خریدار دگر
با که نالیم که هر لحظه فلک انگیزد
پی آزار دل زار دل آزار دگر
به شب هجر تو در خلوت غوغایی دل
نپذیرم به جز از یاد رخت یاد دگر
باش تا روی ترا سیر ببینم که اجل
به قیامت دهدم وعده ی دیدار دگر
+ نوشته شده در جمعه ۲۶ آبان ۱۳۹۱ ساعت 1:58 توسط اکبر زواری رضائی
|
علامه جعفری: خدایا تو را سوگند به عظمتت در این دار دنیا که جایگاه بده و بستان و معامله است موفق بفرما که ما مغبون نشویم آنچه که می گیریم بیارزد در مقابل آن سرمایه الهی حیات که از دست می دهیم