طوطی خوش لهجه
*****************
طوطی خوش لهجه
*****************
مایه ی حُسن تدارم که به بازار من آیی
...
طوطی خوش لهجه
*****************
مایه ی حُسن تدارم که به بازار من آیی
...
جانفروش سر راهم که خریدار من آیی
ای غزالی که گرفتار کمند تو شدم ، باش
تا به دام غزل اُفتی و گرفتار من آیی
گلشن طبع من آراسته از لاله و نسرین
همه در حسرتم ای گل ، گه به گلزار من آیی
سپر صلح و صفا دارم و شمشیر محبّت
با تو آن پنجه نبینم ، که به پیکار من آیی
صید را شرط نباشد همه در دام کشیدن
به کمند تو فتادم که نگهدار من آیی
نسخه ی شعر تر آرم به شفاخانه ی لعلت
که به یک خنده دوای دل بیمار من آیی
روز روشن ، به خود از عشق تو کردم چو شب تار
به امیدی که تو هم شمع شب تار من آیی
گفتمش نیشکر شعر ، از آن پرورم از اشک
که تو ای طوطی خوش لهحه شکر خوار من آیی
گفت اگر لب بگشایم ، تو بدان طبع گهر بار
شهریارا ....... خجل از لعل شکر بار من آیی
+ نوشته شده در شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۱ ساعت 8:2 توسط اکبر زواری رضائی
|
علامه جعفری: خدایا تو را سوگند به عظمتت در این دار دنیا که جایگاه بده و بستان و معامله است موفق بفرما که ما مغبون نشویم آنچه که می گیریم بیارزد در مقابل آن سرمایه الهی حیات که از دست می دهیم