لشکرکشی ارتش عثمانی به استانبول
سلطان محمد فاتح که قاطعانه تصمیم گرفته بود تا استانبول را به خاکهای عثمانی ملحق سازد، در اوایل سال ۱۴۵۳ تمامی تدارکات لازمه برای این اقدام را فراهم ساخت. ارتش عثمانی در منطقه تراس، در ادیرنه مستقر گردیده و ابتدا نیرویی متشکل از ۱۰ هزار سواره نظام به فرماندهی کاراجابیگ و به همراه توپ های سنگین به راه انداخت. این سواره نظامها موظف بودند از یک سو از مکانیزم توپهای موجود در قلعه ها محافظت کرده و از سویی دیگر قلعه های باقی مانده در سواحل دریای سیاه را فتح کنند. یک ناوگان دریایی به فرماندهی Akçaylı Mehmet bey نیز وظیفه حمایت از این عملیات از سوی دریا را بر عهده داشت. گفتنی است، در فوریه سال ۱۴۵۳ سه کشتی متعلق به امپراتوری بیزانس به سواحل دریای مرمره حمله ور شده و انسانهای زیادی را به اسارت گرفته بودند. در این گیر و دار این ارتش پیشرو به فرماندهی کاراجابیگ با فتح Silivri،Vize،Midye،Bigados و Yeşilköy به مقابل استانبول رسید. Akçaylı Mehmet bey در پی فتح قلعه ها، ناوگان دریایی عثمانی را به دو بخش تقسیم کرد. یکی از آنها برای مقابله با دزدان دریایی بیزانسی وارد عمل شده دیگری نیز به سمت دریای سیاه به راه افتاد. Balta Oğlu mehmet bey فرمانده نیروی دریایی عثمانی با تاسیس یک پایگاه در بندری که امروزه با نام وی شناخته میشود، به این عملیات ملحق شد. یک واحد از توپخانه سنگین ارتش عثمانی در اول فوریه سال ۱۴۵۳ از ادیرنه به راه افتاد. این توپخانه سنگین توسط ۵۰ جفت گاو نر حمل میگردید. ۲۰۰ نفر به منظور یاری در کنار هر کدام از این توپها جای گرفته بودند. اکیپی نیز به منظور هموار کردن و تعمیر مسیر راه به جلو فرستاده شده بود. این توپها نهایتا پس از یک مسافرت ۶۴ روزه در مقابل باروهای استانبول مستقر گردید.
آخرین بخش از ارتش عثمانی در منطقه تراس در اواخر ماه مارس ۱۴۵۳ از ادیرنه به سمت استانبول به راه افتاد. این قافله پس از گذر از Kırklareli، Vize، Sarayو Silivri ظرف ۱۰ روز به مقابل دروازه های استانبول رسید. ارتش عثمانی در آناتولی نیز به فرماندهی Beylerbeyi İshak و Mahmut Paşa از قالیپولی و تنگه داردانل گذشته و از شهرهایی چون Keşan، Malkara و Tekirdağ عبور کرد. این دو ارتش در مقابل استانبول به یکدیگر ملحق گردیدند. در پنجم آوریل سال ۱۴۵۳ در ۴ کیلومتری باروهای استانبول اردوگاه عثمانی تاسیس گردید. در روز جمعه ششم آوریل نیز ارتش عثمانی تا ۸۰۰-۷۰۰ کیلومتری باروهای استانبول پیشروی نمود.
آرایش جنگی لشکر عثمانی که باروهای استانبول را تحت محاصره خود درآورده بود بدین ترتیب بود: در جناح راست لشکر، از دروازه طلاکاری شده تا محله توپکاپی، ارتش آناتولی مستقر بود. سپس به این مناطق که یدیکوله، دروازه سیلیوری و دروازه Mevlevihane را نیز دربرگرفته بود، لشکرهای Karamanoğlu، Tekiloğlu و Aydın bey ملحق گردید. محل تعرض نیروهای مستقر در مرکز، منطقه ادیرنه کاپی و توپقاپی بود. سلطان محمد فاتح، صدراعظم Halil paşa و همه نفرات توپخانه عثمانی در این منطقه مستقر بودند. واحدهای Saruhoğlu و Menteşoğlu نیز به عنوان قوای تقویتی ای وارد این منطقه شده بودند. در جناح چب این لشکر نیز ارتش تراس غرب جای داشت. این ارتش به فرماندهی Beylerbeyi Karaca bey منطقه ای از ادیرنه کاپی تا خلیج را تحت پوشش قرار میداد. واحدهای حمیداوغلو و اسفندیاراوغلو نیز به عنوان قوای تقویتی جناح چپ به این لشکر ملحق شده بودند. برای مقابله با تهدیدات احتمالی از سوی ارتش یونانی تباران، در انتهای این ارتش یک نیروی احتیاطی مستقر کشته بود. کنترل منطقه خلیج و بندر نیز توسط واحدی به فرماندهی Zağanos Mehmet Paşa تامین میگردید. علاوه بر این، به این واحدها وظیفه احداث یک پل ما بین Hasköy و بخش مقابل داده شده بود.
خیمه قرمز رنگ و زردوزی شده سلطان محمد فاتح در فراز تپه ای قرار داشت که از آنجا از Topkapı گرفته تا قصر Tekfir همه منطق به خوبی دیده میشد. این تپه که امروزه بیمارستان مالتپه بر روی آن ساخته شده در فاصله ۱۲۰۰ متری باروهای استانبول جای داشت. واحدهای محافظ نیز مطابق با آیین و سنت آن دوران همچون هاله ای در اطراف خیمه همایونی مستقر شده بودند. در مرکز، نیز پیاده نظام ینیچری مستقر بود به طوری که در جناح راست آنها سپاهیان و علوفه چیان و غربای طرف راست و در جناح چپ آنها سلاحداران و علوفه چیان و غربای طرف چپ جای داشت. در مقابل خط مرکزی واحدهای توپخانه موضع گرفته بودند. ارتش عثمانی که باروهای استانبول را به محاصره درآورده بود، برای مقابله با هر نوع حمله احتمالی در تمام طول جبهه خندق های عمیقی حفر کرده بود. توپهای عظیمی که ورود به آنسوی باروهای شهر استانبول را مسیر میساخت، قبل از همه در مقابلAyvansarayı ،Edirnekapı و Topkapı مستقر شده بود. مواضع توپها و محل آتش منجنیق ها نیز آماده بود.
در حالی که ارتش عثمانی در خارج از باروها محاصره خود را تکمیل مینمود، در داخل باروها نیز به شکل فشرده ای به آرایش نظامی مشغول بود. امپراتور بیزانس کنستانتنیوس یازدهم به محض اینکه متوجه محاصره ارتش عثمانی گردید، آغاز به دفاع نمود. از آنجایی که باروهای خلیج و دریای مرمره تحت حمایت ارتش ونیز قرار داشت، نیروهای چندانی را در این مناطق مستقر نساخت. علاوه بر این، بخش ورودی خلیج نیز همچون حدفاصل دماغه Eugenius نزذیک به کوشک Yali در Sarayburnu تا برج St. Croix واقع در دماغه Galata Mumhame با زنجیرهای ضخیم بسته شده بود. وظیفه محافظت از این زنجیرها نیز بر عهده واحدهای دریایی بیزانس و ونیز بود. قوای بیزانس از تیر، نیزه، کمان، قمه، فلاخن، منجنیق، و نوعی اسلحه سنگین کوتاه برد تحت عنوان Espigale که از قابلیت پرتاب ۵ الی ۱۰ فشنگ به طور همزمان برخوردار بود، استفاده میکرد. ونیزیها نیز همچون قوای بیزانس در حین دفاع، از توپها و سلاح هایی سنگین تر از Espigale های ۱۰ ساچمه ای استفاده میکردند.
ارتش عثمانی از ۶ام تا ۱۱ام آوریل به طور کامل شهر را به محاصره خود درآورد. در ۱۱ام آوریل نیز واحدهای توپخانه در مواضع خود مستقر گردیدند. اگر چه توپهای کوچک از تاریخ ۷ام اوریل آغاز به گشودن آتش نموده بودند ولی این بیشتر جنبه دفع حملات احتمالی که ممکن بود تداراکات محاصره را تحت تاثیر قرار دهد، داشت. در تاریخ ۹ام آوریل ناوگان دریایی ارتش بیزانس به فرماندهی دریادار آنتونیو به وسیله ۱۰ کشتی بزرگ در پشت زنجیرهای بسته شده دور خلیج، به دفاع پرداخت. کشتی های دیگر نیز محتاطانه عمل میکردند. در همین جا هزار تن از سربازان ارتش ونیز به منظور نشان دادن هم پیمانی بین بیزانس – ونیز، با گردش در اطراف تمامی باروهای استانبول، به نمایش قدرت پرداختند. قبل از آغاز محاصره سلطان محمد فاتح، وزیر محمود پاشا را به همراه سفیران به استانبول فرستاد. و از امپراتور درخواست تسلیم شهر را نمود. امپراتور این درخواست را رد کرد. به دنبال آن در تاریخ ۱۲ام آوریل آتش توپها بر روی باروها گشوده شد. ناوگان دریایی عثمانی در ۱۲ام آوریل در مقابل استانبول و در محلی به نام Diplokeneion لنگر انداخت. قرار گرفتن این ناوگان دارای ۴۰۰ کشتی کوچک و بزرگ، در مقابل استانبول، رعب و وحشت را در دل بیزانسیون برانگیخت. گشوده شدن آتش توپها که از ساعات اولیه بامداد آغاز شده بود در داخل شهر نیز منجر به ترس و واهمه شده بود. هر توپ بزرگ قادر بود در روز تنها ۷ یا ۸ بار آتش بگشاید. توپهای کوچک نیز مداما باروها را مورد هدف قرار میدادند. هدف از آتش این توپخانه ها ایجاد شکاف در بدنه باروها بود. به همین دلیل چنین روشی مورد استفاده قرار میگرفت: به وسیله توپ هایی با اندازه متوسط به طور مثلثی شکل به وسط باروها آتش گشوده میشد. در پی تخریباتی که در آنجا ایجاد میگردید، به وسیله توپ بزرگتری بدانجا شلیک شده و بدین ترتیب محل مورد هدف به طور کامل تخریب میگردید. استانبول که قبلا در مقابل تمامی محاصره ها مقاومت نشان داده بود، اینبار نتوانست در مقابل این توپها از خود دفاع کند. هنگامیکه آتش این توپهای سنگین از فاصله نزدیک گشوده میشد، صدای مهیبی همچون رعد و برق و ابری از غبار همه جا را فرا میگرفت. دیگر از مقاومت مردمان استانبول کاسته شده بود. چنین به نظر میرسید که از عمر باروها نیز دیگر چیزی باقی نمانده است. ولی علیرغم این هر شب برای مرمت و بازسازی این باروها تلاش میگردید. گاها روشهایی به کار گرفته شده در مرمت این باروها مثمر ثمر واقع میشد. ولی دست تقدیر پایان استانبول را رقم زده بود. دیگر هیچیک از مکانیزمهای دفاعی قادر نبود از تبدیل استانبول به یکی از شهرهای امپراتوری عثمانی ممانعت به عمل آورد.
علامه جعفری: خدایا تو را سوگند به عظمتت در این دار دنیا که جایگاه بده و بستان و معامله است موفق بفرما که ما مغبون نشویم آنچه که می گیریم بیارزد در مقابل آن سرمایه الهی حیات که از دست می دهیم