طرفدار تراختور (هردن بیر) اسماعیل آتش پز گرگری
طرفدار تراکتور که باشی (نمیگویم همه اینگونه هستند)، مثل من نیازی به دانستن قاعده فوتبال و تعداد تیمهای لیگ و مفهوم پلیآف و آفساید و تفاوت گل طلایی و نقره ای، نداری. کافی است حرفی داشته باشی که فرصت گفتنش نبوده است و یا نظری که تا به امروز شمرده نشده بود و یا علاقه ای که تا دیروز تنها دو انتخاب آبی و قرمز برایش وجود داشتند و رنگ و لباس سومی در کار نبود؛ در این حالت، مستقل از علاقه به فوتبال، خیلی ساده میشوی طرفدار این تیم. اصلاً به جای توپ و دروازه، دوست داری، دوربین، نود دقیقه بر روی هواداران باشد و تعداد آنها را یک به یک بشمری و ببینی همه هستند یا نه و میخواهی از پشت همان تصاویر، به تک تک آنها دست تکان دهی و بگویی تو هم از تهران، تبریز، از علامه حلی، تورنتو و از تگزاس، مستقل از مکان جدول و محاسبه گریهای فوتبالی (که نه می دانی شان و نه علاقه داری بدانی)، به هوای دیدن بازی این تیم و سکوها، حداقل برخی هفته های حساس، ساعت شش صبح بیدار میشوی و فقط میخواهی سکوها را ببینی و بشنوی هواداران در فرصت نود دقیقه ای این هفته از میان صدها حرف نگفته، کدام را انتخاب کردهاند. آیا این هفته نوبت به حرف ناگفته تو رسیده است یا باید منتظر باشی برای هفته بعد. البته چون خیلیها مثل من بازی را از اینترنت و با کیفیت پایین میبینند، امکان تشخیص تصاویر و صداها با وضوح بالا وجود ندارد. البته این هم لذت خاص خودش را دارد. تصاویر آنقدر غیر شفاف هستند که همه به شکل هم و شبیه تو (اگر آنجا بودی)، دیده میشوند و صداها آنقدر ناواضحند که تو راحتتر میتوانی، صدای خودت را میان آنها پیدا کنی. همین می شود که هر کسی از ظن خود می شود یار این نی سرخ و همه از علامه حلی تهران تا تورنتو کانادا صدای خود را نهفته در نام تیراختور به گوش همه می رساند. این صدا امروز آنقدر بلند شده است و آنقدر گوش شنوا پیدا کرده است که من هم از همان صدا استفاده می کنم و بخشی از نانوشته هایم را در پست هایی با عنوان و به بهانه این تیم منتشر می کنم.
علامه جعفری: خدایا تو را سوگند به عظمتت در این دار دنیا که جایگاه بده و بستان و معامله است موفق بفرما که ما مغبون نشویم آنچه که می گیریم بیارزد در مقابل آن سرمایه الهی حیات که از دست می دهیم